هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و شوق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از درد فراق، امید به وصال، و تأثیر عمیق معشوق بر وجود خود می‌نویسد. همچنین، شاعر به ناتوانی دیگران در درک عمق عشقش اشاره می‌کند و از بی‌وفایی و بی‌توجهی معشوق شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

شماره ۶۰ - منم ای شمع دل رفته و جان آمده بر لب

منم ای شمع دل رفته و جان آمده بر لب
شده بر آتش شوق تو چو پروانه مقرب ۱

شب وصلت که دران پرده کند عقل گرانی
من و افسانه ی لعلت که فسونیست مجرب ۲

من و خورشید جمالت چکنم ماه وشانرا
که بانوار تجلی نرسد پرتو کوکب ۳

نرود از نظرم نقش خط و خال تو هرگز
که سواد نظر من شده زین هر دو مرکب ۴

نبود عشوه گریهای تو در فهم معلم
که کسی این همه منصوبه نیاموخت بمکتب ۵

بصد امید فگندم به سر راه تو خود را
چکنم گر نگذاری که ببوسم سم مرکب ۶

اگر امروز دگر جرعه ی وصلم نرسانی
نرسانم من مخمور در این واقعه تا شب ۷

می عشق تو حرامست بر آن سفله که هرگز
نکشد ساغر دردی و کند دعوی مشرب ۸

صفت گرمی عشقت من سودا زده دانم
که کسی چون من سودا زده نگداخت درین تب ۹

بنیاز شب و آه سحری یار نگردی
چکند با تو فغانی جگر سوخته یا رب ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹ - دل از نظاره ی آن گلعذارم گلشنست امشب
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - آنم که ببزم کسم آهنگ نبودست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.