هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از بی‌توجهی معشوق، دردهای عاشقانه، و حسادت رقیب شکایت دارد و آرزو می‌کند که در بزم عشق به آرامش برسد. همچنین، از ستم‌های روزگار و ناامیدی از عدالت آسمان گله می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۹۸ - صبا برگ گلی سوی من مجنون نیندازد

صبا برگ گلی سوی من مجنون نیندازد
که از خار دگر در رهگذارم خون نیندازد ۱

نیفتم هیچگه در بزم شمع خود چو پروانه
که کس دستم نگیرد وز درم بیرون نیندازد ۲

فسون خوان در پی تسکین سوز و من بفکر آن
که آهم آتشی در دفتر افسون نیندازد ۳

توانم خواند آسان نامه ی او گر برغم من
رقیبش در نوشتن حرفی از مضمون نیندازد ۴

شبی در بزم آنمه زنده دارم بر مراد دل
اگر ساقی دوران در میم افیون نیندازد ۵

فغانی دل منه بر مهر گردون کاین ستم پیشه
نیفرازد سری تا آخرش در خون نیندازد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۷ - چه شد که از همه جا بوی درد می آید
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹ - ماه من از خانه مست شب بهوای که شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.