هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر با اشاره به عناصر طبیعت مانند گل، شمع، خورشید و ابر، احساسات عمیق خود را بیان میکند و از تأثیرات سحرآمیز معشوق بر دل و جان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای غنی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۴۹ - لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد
لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد
شمع رویت شعله بر خورشید عالمتاب زد ۱
دید در محراب نقش طاق ابرویت امام
شد دلش بیتاب و سر در گوشه ی محراب زد ۲
دل که سوی غمزه ی مژگان خونریزت شتافت
خویش را از بیخودی بر خنجر قصاب زد ۳
پیش خورشید رخت گل رفته بود از حال خود
بر رخش ابر بهاران از ترحم آب زد ۴
شیوه ی چشم سیاهت فتنه ی ایام شد
عشوه لعل چو قندت خنده بر عناب زد ۵
بر گل سیراب زد آب لطافت عارضت
از حیا روی تو آتش در شراب ناب زد ۶
بنده ی آن شاه خوبانم که در مصر جمال
سکه ی خوبی برای رونق احباب زد ۷
هیچگه خونابه از چشم فغانی کم نشد
بسکه از لعلت نمک بر دیده ی بیخواب زد ۸
شمع رویت شعله بر خورشید عالمتاب زد ۱
دید در محراب نقش طاق ابرویت امام
شد دلش بیتاب و سر در گوشه ی محراب زد ۲
دل که سوی غمزه ی مژگان خونریزت شتافت
خویش را از بیخودی بر خنجر قصاب زد ۳
پیش خورشید رخت گل رفته بود از حال خود
بر رخش ابر بهاران از ترحم آب زد ۴
شیوه ی چشم سیاهت فتنه ی ایام شد
عشوه لعل چو قندت خنده بر عناب زد ۵
بر گل سیراب زد آب لطافت عارضت
از حیا روی تو آتش در شراب ناب زد ۶
بنده ی آن شاه خوبانم که در مصر جمال
سکه ی خوبی برای رونق احباب زد ۷
هیچگه خونابه از چشم فغانی کم نشد
بسکه از لعلت نمک بر دیده ی بیخواب زد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - عید شد هر کس مه نو را مبارکباد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.