هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از فغانی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف معشوق و احساسات شاعرانه می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های معشوق، عشق و اشتیاق خود سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، و روحانیت استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۳۴۳ - فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش

فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش
که باد خاک قدم صد نگارخانه ی چینش ۱

تبارک الله از آن آب و رنگ خاتم خوبی
که خال چهره ی صد یوسفست نقش نگینش ۲

درین خیال که گردی بدامنش ننشیند
نهاده آینه ی دل نشسته ام بکمینش ۳

چه پرده یی دگرش دست داد مطرب مجلس
که خون ز چشم حریف آورد نوای حزینش ۴

بهر طرف که عنان تابد آن سپهر ملاحت
هزار زهره جبین خیزد از یسار و یمینش ۵

همان زمان که نظر بر رخش ز دور فگندم
نشان نازکی خوی داد چین جبینش ۶

بیا که در دل تنگ من از خزانه ی عشقت
امانتیست که روح الامین نبود امینش ۷

چراغ حسن ز محراب ابروی تو فروزان
که در پیست دعای هزار گوشه نشینش ۸

توایکه در نظرت اشتیاق آن گل خندانست
بیا به دیده ی گریان من نشین و ببینش ۹

ز دست ساقی مجلس پیاله گیر فغانی
گل مراد شکفت، از نهال عیش بچینش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - که فتاد در فراقت که نسوختی تمامش؟
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - از پی دل مرو و عاشق بی باک مباش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.