هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و ستایش معشوق سخن می‌گوید. او معشوق را به عنوان موجودی برتر و روحانی توصیف می‌کند و خود را در برابر او کوچک و بی‌ارزش می‌بیند. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، او از هماهنگی و ارتباط عمیق بین دو دوست صحبت می‌کند و از موسیقی و سماع اهل دل به عنوان نمادی از این ارتباط یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

غزل ۳۵۸ - زهی سعادت من که‌م تو آمدی به سلام

زهی سعادت من که‌م تو آمدی به سلام
خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام ۱

قیام خواستمت کرد عقل می‌گوید
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام ۲

اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام ۳

تو آفتاب منیری و دیگران انجم
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام ۴

اگر تو آدمیی اعتقاد من این است
که دیگران همه نقشند بر در حمام ۵

تنک مپوش که اندام‌های سیمینت
درون جامه پدید است چون گلاب از جام ۶

از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست
درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام ۷

سماع اهل دل آواز ناله سعدیست
چه جای زمزمه عندلیب و سجع حمام ۸

در این سماع همه ساقیان شاهدروی
بر این شراب همه صوفیان دردآشام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۸۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۷ - حکایت از لب شیرین دهان سیم اندام
گوهر بعدی:غزل ۳۵۹ - ساقیا می ده که مرغ صبح بام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.