هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه و احساس تنهایی و ناامیدی است. شاعر از سوختن در آتش عشق و بیتوجهی دیگران میگوید و از این که حتی نزدیکان نیز به او توجهی نکردهاند، شکایت دارد. او از سوختن مانند پروانه در برابر چراغ عشق سخن میگوید و افسوس میخورد که آرزوهایش بر باد رفتهاند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی نیاز به بلوغ ذهنی دارند.
شماره ۴۰۴ - ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم
ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم
مجموعه ی خیال بمیخانه سوختیم ۱
آبی بر آتش دل ما هیچ کس نزد
چندانکه پیش محرم و بیگانه سوختیم ۲
ما را کسی در انجمن خویش ره نداد
چون بیکسان بگوشه ی ویرانه سوختیم ۳
غمخوار گو مسوز سپند از برای ما
ما چون در آتش دل دیوانه سوختیم ۴
هرگز نداد صحبت بیگانه پرتوی
پیش چراغ خویش چو پروانه سوختیم ۵
جان در سر زبان شد و کوته نشد سخن
افسوس کاین چراغ بافسانه سوختیم ۶
تا صحبت تو هست چه پرتو دهد دگر
حالا به یک کرشمه ی مستانه سوختیم ۷
بس خرمن مراد فغانی بباد رفت
ما غافلان در آرزوی دانه سوختیم ۸
مجموعه ی خیال بمیخانه سوختیم ۱
آبی بر آتش دل ما هیچ کس نزد
چندانکه پیش محرم و بیگانه سوختیم ۲
ما را کسی در انجمن خویش ره نداد
چون بیکسان بگوشه ی ویرانه سوختیم ۳
غمخوار گو مسوز سپند از برای ما
ما چون در آتش دل دیوانه سوختیم ۴
هرگز نداد صحبت بیگانه پرتوی
پیش چراغ خویش چو پروانه سوختیم ۵
جان در سر زبان شد و کوته نشد سخن
افسوس کاین چراغ بافسانه سوختیم ۶
تا صحبت تو هست چه پرتو دهد دگر
حالا به یک کرشمه ی مستانه سوختیم ۷
بس خرمن مراد فغانی بباد رفت
ما غافلان در آرزوی دانه سوختیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۳ - ما نخل خرد از بن و پیوند شکستیم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۵ - رفتم ز کوی تو، چو مقامی نداشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.