هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات خود در میخانه و مستی سخن میگوید. او از غم و دلسپردگی به ساقی، از اشک و شراب، و از رنجهای پنهان خود میگوید. همچنین، به مقاومت در برابر بادهای حوادث و زخمهای زندگی اشاره میکند. در نهایت، از پاک کردن نقش خودی از صفحهی خاطر سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و غمانگیز است و از استعارههایی مانند شراب و مستی استفاده کرده که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و اندوه نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۲۰ - ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم
ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم
دل را بچشم و غمزه ی ساقی سپرده ایم ۱
چون در حریم میکده مستان نوا کنند
ما هم برآوریم صدایی نمرده ایم ۲
در اشک ما مبین بحقارت که این شراب
از پرده های دیده ی روشن فشرده ایم ۳
پیکان آبدار ز تیر و کمان چرخ
دلخواه تر ز قطره ی باران شمرده ایم ۴
از بسکه خورده ایم فرو آتش نهان
مردم گمان برند که آبی فسرده ایم ۵
ما آن درخت بادیه خیزیم ای صبا
کز تندباد حادثه صد زخم خورده ایم ۶
صدره باشک گرم فغانی و برق آه
نقش خودی ز صفحه ی خاطر سترده ایم ۷
دل را بچشم و غمزه ی ساقی سپرده ایم ۱
چون در حریم میکده مستان نوا کنند
ما هم برآوریم صدایی نمرده ایم ۲
در اشک ما مبین بحقارت که این شراب
از پرده های دیده ی روشن فشرده ایم ۳
پیکان آبدار ز تیر و کمان چرخ
دلخواه تر ز قطره ی باران شمرده ایم ۴
از بسکه خورده ایم فرو آتش نهان
مردم گمان برند که آبی فسرده ایم ۵
ما آن درخت بادیه خیزیم ای صبا
کز تندباد حادثه صد زخم خورده ایم ۶
صدره باشک گرم فغانی و برق آه
نقش خودی ز صفحه ی خاطر سترده ایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۹ - آه کز هجر تو شبها باده خون دانسته ام
گوهر بعدی:شماره ۴۲۱ - رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.