هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و مستی و درد فراق سخن میگوید. او از ساقی و شراب و مستی یاد میکند و از عشق و آرزوهایش میگوید. احساسات شاعر ترکیبی از شادی، درد، حسرت و سوز عشق است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و اشاره به شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق احساسات و مفاهیم شاعرانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۳۴ - ساقی خرابم از طرب دوش چون کنم
ساقی خرابم از طرب دوش چون کنم
از دستت این شراب دگر نوش چون کنم ۱
لب می گزی که زود چرا مست می شوی
ساغر تو می دهی، من مدهوش چون کنم ۲
گویند جامه می دری و آه می کشی
با این سهی قدان قباپوش چون کنم ۳
دانم که هست از تو مرادم خیال خام
این آرزو نایستد از جوش چون کنم ۴
دل گوید این فسانه مرا اختیار نیست
خود را ز گفتگوی تو خاموش چون کنم ۵
دشنام می دهی که مجو وصل و صبر کن
تلخست ترک من سخنت، گوش چون کنم ۶
روز از غمت زیاد برم محنت خمار
این بزم چون بهشت، فراموش چون کنم ۷
صدره سرم بخاک عدم دادی و هنوز
سوزم، که با تو دست در آغوش چون کنم ۸
تاب دلم نماند فغانی و آن حریف
کاکل نمی کند ز سر دوش چون کنم ۹
از دستت این شراب دگر نوش چون کنم ۱
لب می گزی که زود چرا مست می شوی
ساغر تو می دهی، من مدهوش چون کنم ۲
گویند جامه می دری و آه می کشی
با این سهی قدان قباپوش چون کنم ۳
دانم که هست از تو مرادم خیال خام
این آرزو نایستد از جوش چون کنم ۴
دل گوید این فسانه مرا اختیار نیست
خود را ز گفتگوی تو خاموش چون کنم ۵
دشنام می دهی که مجو وصل و صبر کن
تلخست ترک من سخنت، گوش چون کنم ۶
روز از غمت زیاد برم محنت خمار
این بزم چون بهشت، فراموش چون کنم ۷
صدره سرم بخاک عدم دادی و هنوز
سوزم، که با تو دست در آغوش چون کنم ۸
تاب دلم نماند فغانی و آن حریف
کاکل نمی کند ز سر دوش چون کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۳ - ما سر به آب خنجر قصاب شسته ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۳۵ - بیخود شدم ز آمدنت باده چون کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.