هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و جدایی مینالد و از تنهایی و بیکسی خود سخن میگوید. او از ناامیدی و رنجهای عاطفی خود میگوید و آرزوی وصل را دارد، اما احساس میکند که این آرزو دستنیافتنی است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، موضوعاتی مانند هجران و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۵۸ - مجو ای دل بخور از بهر ترتیب دماغ من
مجو ای دل بخور از بهر ترتیب دماغ من
مگر آگه نیی شبهای هجر از درد و داغ من ۱
دلم کز داغ هجران شد سیه منما ره وصلش
که هرگز سوی بستان ره نخواهد بر در زاغ من ۲
به داغ بی کسی ز انسان گرفتارم که گر سوزم
نگردد هیچگه پروانه هم گرد چراغ من ۳
که جوید از من سرگشته، پی در وادی هجران
مگر زاغ از هوای استخوان گیرد سراغ من ۴
شود همچون فغانی زهره ام از بیم هجران آب
که زهر ناامیدی کرده گردون در ایاغ من ۵
مگر آگه نیی شبهای هجر از درد و داغ من ۱
دلم کز داغ هجران شد سیه منما ره وصلش
که هرگز سوی بستان ره نخواهد بر در زاغ من ۲
به داغ بی کسی ز انسان گرفتارم که گر سوزم
نگردد هیچگه پروانه هم گرد چراغ من ۳
که جوید از من سرگشته، پی در وادی هجران
مگر زاغ از هوای استخوان گیرد سراغ من ۴
شود همچون فغانی زهره ام از بیم هجران آب
که زهر ناامیدی کرده گردون در ایاغ من ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۷ - بسوی درد از گلشن افلاک می آید برون
گوهر بعدی:شماره ۴۵۹ - می آفتست و در نظرم پر فنی چنین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.