هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عاشقی است که از یاران خود دور افتاده و تنها بلای عشق و جنون را تجربه کرده است. شاعر از ناامیدی، خیانت و رنجهای عاشقی سخن میگوید و احساس تنهایی و بیپناهی خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و روانی مانند ناامیدی، درد عشق و تنهایی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
شماره ۴۶۵ - بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من
بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از من
که جز درد و بلای عاشقی چیزی ندید از من ۱
بود بر هر سر ره دردمندی واقف حالم
که در عشق و جنون بر هر دلی دردی رسید از من ۲
نگردد رام اگر چون سگ دهم جان در وفاداری
سیه چشمی که همچون آهوی وحشی رمید از من ۳
برغم من کشد بر دیگران شمشیر و می ترسم
که در روز جزا خواهند خون صد شهید از من ۴
بخون دل نهالی در کنار خویش پروردم
چو وقت آمد که از وی گل بچینم سرکشید از من ۵
بخواری مردم و یکره نگفت آن غنچه ی خندان
که برد این بینوا صد حسرت و برگی نچید از من ۶
ز بس خواری که امشب در رهش با خویشتن کردم
بمن هر کس که روزی داشت یاری دل برید از من ۷
ملولم چون فغانی دور از او از طعن بدگویان
اجل کوتا کند کوتاه این گفت و شنید از من ۸
که جز درد و بلای عاشقی چیزی ندید از من ۱
بود بر هر سر ره دردمندی واقف حالم
که در عشق و جنون بر هر دلی دردی رسید از من ۲
نگردد رام اگر چون سگ دهم جان در وفاداری
سیه چشمی که همچون آهوی وحشی رمید از من ۳
برغم من کشد بر دیگران شمشیر و می ترسم
که در روز جزا خواهند خون صد شهید از من ۴
بخون دل نهالی در کنار خویش پروردم
چو وقت آمد که از وی گل بچینم سرکشید از من ۵
بخواری مردم و یکره نگفت آن غنچه ی خندان
که برد این بینوا صد حسرت و برگی نچید از من ۶
ز بس خواری که امشب در رهش با خویشتن کردم
بمن هر کس که روزی داشت یاری دل برید از من ۷
ملولم چون فغانی دور از او از طعن بدگویان
اجل کوتا کند کوتاه این گفت و شنید از من ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۴ - شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کن
گوهر بعدی:شماره ۴۶۶ - منم و دو چشم روشن برخ تو باز کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.