خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج شاعر از رفتار ناعادلانه و دوگانه معشوق است. شاعر از بدگوییها، عدم بخشش، نوسان بین صلح و جنگ، و تأثیرات منفی این رفتارها بر دل خود شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که غبار از دلش بزداید و به رابطهشان بهبود بخشد.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۷۴ - ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
تا کی خطای ما نپذیرفتن اینچنین ۱
تا چند صلح و جنگ، چه داری بجان ما
خندیدن آنچنان و برآشفتن اینچنین ۲
مگذار در دلم گره ای گل چو آمدی
از چیست شرم کردن و نشکفتن اینچنین ۳
گاهی غبار از دل ما کم کن ای پسر
کاین خانه شد خراب زنا رفتن اینچنین ۴
صد رخنه کرد در دل ما تلخ گفتنت
چابک کسی نشد بگهر سفتن اینچنین ۵
بسیار هم منال فغانی چه کافریست
با یار می کشیدن و بنهفتن اینچنین ۶
تا کی خطای ما نپذیرفتن اینچنین ۱
تا چند صلح و جنگ، چه داری بجان ما
خندیدن آنچنان و برآشفتن اینچنین ۲
مگذار در دلم گره ای گل چو آمدی
از چیست شرم کردن و نشکفتن اینچنین ۳
گاهی غبار از دل ما کم کن ای پسر
کاین خانه شد خراب زنا رفتن اینچنین ۴
صد رخنه کرد در دل ما تلخ گفتنت
چابک کسی نشد بگهر سفتن اینچنین ۵
بسیار هم منال فغانی چه کافریست
با یار می کشیدن و بنهفتن اینچنین ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۳ - شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان
گوهر بعدی:شماره ۴۷۵ - گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.