هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و ستایشآمیز است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به ستایش فردی با عنوان "پناه دین" و "صاحب دین و دنیا" میپردازد. شاعر با بهکارگیری عناصر طبیعی و سماوی مانند ستارگان، باد صبا، و بهشت، عظمت و فضیلت این شخصیت را توصیف میکند. همچنین، از هنر و دانش او در سخنوری و نویسندگی تمجید شده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن به دانش ادبی و بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از واژگان قدیمی و سبک شعری کلاسیک ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۴ - در مدح فخرالملک
سلامی نجوم سما زو منور
سلامی نسیم صبا زو معنبر ۱
سلامی چو ارواح قدسی یکایک
سلامی چو اجسام علوی سراسر ۲
سلامی بسبع الثمانی مؤکد
سلامی ز سبع السماوات برتر ۳
سلاکی در او رونق حسن مدغم
سلامی در او قوه عشق مضمر ۴
سلامی حروفش ز عقل مجرد
سلامی وجودش ز نفس سخنور ۵
سلامی همه نزهت خلد اعلی
سلامی همه صفوة آب کوثر ۶
سلامی همه شوق چون یاد جانان
سلامی همه لطف چون لعل و گوهر ۷
سلامی شتابنده چون چرخ اعظم
سلامی فروزنده چون نجم ازهر ۸
ز من بنده بر حضرت دین پناهی
که هستندش افلاک انجم مسخر ۹
سپهر سخا، صاحب دین و دنیا
جهان سخن، صاحب کلک و دفتر ۱۰
پناه هدی مجد الدین آنکه کلکش
نهالیست در باغ دین سایه گستر ۱۱
زهی آفتاب سپهر سخن را
سر کلک دولت پناه تو خاور ۱۲
زهی بار و برگ درخت معانی
ز باران الفاظ تو درّ و گوهر ۱۳
زهی سر حزم تو پیرامن دین
شده ناقض صیت سد سکندر ۱۴
زهی آب قندیل طبع لطیفم
ز جان روغن مدحت آورده برسد ۱۵
بر افروخته شعله خاطرم زو
چو ماه در افشان و خورشید انور ۱۶
فلک رفعتا زآنکه حال رهی را
درینوقت مدح و غزل نیست در خور ۱۷
من بنده گفتم سلامی رساند
رکاب همایونت را صدر کشور ۱۸
سلامی نسیم صبا زو معنبر ۱
سلامی چو ارواح قدسی یکایک
سلامی چو اجسام علوی سراسر ۲
سلامی بسبع الثمانی مؤکد
سلامی ز سبع السماوات برتر ۳
سلاکی در او رونق حسن مدغم
سلامی در او قوه عشق مضمر ۴
سلامی حروفش ز عقل مجرد
سلامی وجودش ز نفس سخنور ۵
سلامی همه نزهت خلد اعلی
سلامی همه صفوة آب کوثر ۶
سلامی همه شوق چون یاد جانان
سلامی همه لطف چون لعل و گوهر ۷
سلامی شتابنده چون چرخ اعظم
سلامی فروزنده چون نجم ازهر ۸
ز من بنده بر حضرت دین پناهی
که هستندش افلاک انجم مسخر ۹
سپهر سخا، صاحب دین و دنیا
جهان سخن، صاحب کلک و دفتر ۱۰
پناه هدی مجد الدین آنکه کلکش
نهالیست در باغ دین سایه گستر ۱۱
زهی آفتاب سپهر سخن را
سر کلک دولت پناه تو خاور ۱۲
زهی بار و برگ درخت معانی
ز باران الفاظ تو درّ و گوهر ۱۳
زهی سر حزم تو پیرامن دین
شده ناقض صیت سد سکندر ۱۴
زهی آب قندیل طبع لطیفم
ز جان روغن مدحت آورده برسد ۱۵
بر افروخته شعله خاطرم زو
چو ماه در افشان و خورشید انور ۱۶
فلک رفعتا زآنکه حال رهی را
درینوقت مدح و غزل نیست در خور ۱۷
من بنده گفتم سلامی رساند
رکاب همایونت را صدر کشور ۱۸
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۸
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۳ - در مدح فخرالملک
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۵ - در مدح جمال الدین محمد یحیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.