هوش مصنوعی:
این متن به ستایش عدالت و انصاف حاکم عادل میپردازد و از تأثیرات مثبت حکومت او بر مردم و طبیعت سخن میگوید. همچنین، به مقابله با ظلم و ستم اشاره دارد و تأکید میکند که عدالت، جهان را روشن و آباد میکند. در بخشی از متن، گفتوگویی بین طبیعت و خرد دربارهٔ قدرت عدالت و عواقب ستم مطرح میشود.
رده سنی:
14+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیده، آن را برای خوانندگان جوانتر دشوار میکند.
شماره ۸ - زهی دین پروری کاندر بنانت
زهی دین پروری کاندر بنانت
سپهر دولتست و اختر داد ۱
مسیر خامه ی گیتی پناهت
در انصاف تو بر خلق بگشاد ۲
ز بهر بندگی در پیش کلکت
زبان بسته است چون نی سرو آزاد ۳
سحرگه بخل را در خواب دیدم
که بر در گاه تو هر لحظه چون باد ۴
بخاک اندر همی غلطید و می گفت:
ز دست جود تو، فریاد، فریاد ۵
طبیعت را خرد دی گفت باوی
که خورشیدش بجز بر دیده ننهاد ۶
روا باشد که بر دست وزارت
ز تقصیر تو از درد آورد یاد ۷
نمی ترسی که دست انتقامش
طبایع را بر آرد بیخ و بنیاد ۸
نمی دانی که گر خواهد جهان را
بگیرد گوهر تکوین و ایجاد ۹
جوابش داد کای بر نه سپهرت
تقدم همچو واحد را بر اعداد ۱۰
مگر با درد دل بردند ازین پیش
ز جور دور گردون آدمی زاد ۱۱
چو رای صاحب عادل جهان را
بنور عدل روشن کرد و آباد ۱۲
برون کردند درد از دل و از آن پس
ستم بر درد می کردند و بیداد ۱۳
پناه و ملجاء عالم چو او بود
بیامد درد و اندر پایش افتاد ۱۴
سپهر آن درد برپیچید اکنون
که صد چندان نصیب دشمنت باد ۱۵
سپهر دولتست و اختر داد ۱
مسیر خامه ی گیتی پناهت
در انصاف تو بر خلق بگشاد ۲
ز بهر بندگی در پیش کلکت
زبان بسته است چون نی سرو آزاد ۳
سحرگه بخل را در خواب دیدم
که بر در گاه تو هر لحظه چون باد ۴
بخاک اندر همی غلطید و می گفت:
ز دست جود تو، فریاد، فریاد ۵
طبیعت را خرد دی گفت باوی
که خورشیدش بجز بر دیده ننهاد ۶
روا باشد که بر دست وزارت
ز تقصیر تو از درد آورد یاد ۷
نمی ترسی که دست انتقامش
طبایع را بر آرد بیخ و بنیاد ۸
نمی دانی که گر خواهد جهان را
بگیرد گوهر تکوین و ایجاد ۹
جوابش داد کای بر نه سپهرت
تقدم همچو واحد را بر اعداد ۱۰
مگر با درد دل بردند ازین پیش
ز جور دور گردون آدمی زاد ۱۱
چو رای صاحب عادل جهان را
بنور عدل روشن کرد و آباد ۱۲
برون کردند درد از دل و از آن پس
ستم بر درد می کردند و بیداد ۱۳
پناه و ملجاء عالم چو او بود
بیامد درد و اندر پایش افتاد ۱۴
سپهر آن درد برپیچید اکنون
که صد چندان نصیب دشمنت باد ۱۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۵
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - تاج دین و دولت ای صدری که گرد موکبت
گوهر بعدی:شماره ۹ - پناه تیغ و قلم آفتاب مشرق ملک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.