خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که تمام تلاشش برای پنهان کردن عشقش بی‌فایده بوده است. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود می‌گوید و اظهار می‌کند که دیگر نمی‌تواند به نصایح دیگران گوش دهد. شاعر از بی‌قراری و انتظار برای معشوق می‌نالد و تأکید می‌کند که حاضر نیست حتی به قیمت از دست دادن همه چیز، از عشقش دست بکشد. او همچنین از تلاش و کوشش خود برای رسیدن به مرادش سخن می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است.

مشاهده کامل

غزل ۴۰۵ - هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشم ۱

بِهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شَمایِل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم ۲

حکایتی ز دهانت به گوشِ جان من آمد
دگر نصیحتِ مردم حکایت است به گوشم ۳

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم ۴

من رَمیده‌دل آن به که در سَماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم ۵

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم ۶

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم ۷

به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم ۸

مرا مگوی که سعدی طریقِ عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌نَنیوشم؟ ۹

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۴ - غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
گوهر بعدی:غزل ۴۰۶ - بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.