هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که با عشق و ارادت قلبی به شخصی، حاضر است هرگونه ملامت و سختی را تحمل کند. او تأکید میکند که نه برای تظاهر، بلکه از روی عشق واقعی آمده است و حتی در صورت مرگ نیز با افتخار و کرامت به سوی قیامت خواهد رفت.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، فداکاری، مرگ و قیامت است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۴۲۹ - تو مپندار کز این در به ملامت بروم
تو مپندار کز این در به ملامت بروم
دلم اینجاست بده تا به سلامت بروم ۱
ترک سر گفتم از آن پیش که بنهادم پای
نه به زرق آمدهام تا به ملامت بروم ۲
من هوادار قدیمم بدهم جان عزیز
نو ارادت نه که از پیش غرامت بروم ۳
گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدی
تا لب گور به اعزاز و کرامت بروم ۴
ور بدانم به در مرگ که حشرم با توست
از لحد رقص کنان تا به قیامت بروم ۵
دلم اینجاست بده تا به سلامت بروم ۱
ترک سر گفتم از آن پیش که بنهادم پای
نه به زرق آمدهام تا به ملامت بروم ۲
من هوادار قدیمم بدهم جان عزیز
نو ارادت نه که از پیش غرامت بروم ۳
گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدی
تا لب گور به اعزاز و کرامت بروم ۴
ور بدانم به در مرگ که حشرم با توست
از لحد رقص کنان تا به قیامت بروم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۸۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۸ - نه از چینم حکایت کن نه از روم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۰ - به تو مشغول و با تو همراهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.