هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که بدون حضور معشوق، هیچ لذتی در زندگی وجود ندارد و همه چیز بیارزش است. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر جهان اطراف سخن میگوید و عشق را بالاتر از هر چیز دیگری میداند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۴۶۵ - میان باغ حرام است بی تو گردیدن
میان باغ حرام است بی تو گردیدن
که خار با تو مرا به که بی تو گل چیدن ۱
و گر به جام برم بی تو دست در مجلس
حرام صرف بود بی تو باده نوشیدن ۲
خم دو زلف تو بر لاله حلقه در حلقه
به سنگ خاره درآموخت عشق ورزیدن ۳
اگر جماعت چین صورت تو بت بینند
شوند جمله پشیمان ز بت پرستیدن ۴
کساد نرخ شکر در جهان پدید آید
دهان چو بازگشایی به وقت خندیدن ۵
به جای خشک بمانند سروهای چمن
چو قامت تو ببینند در خرامیدن ۶
من گدای که باشم که دم زنم ز لبت
سعادتم چه بود خاک پات بوسیدن ۷
به عشق مستی و رسواییم خوش است از آنک
نکو نباشد با عشق زهد ورزیدن ۸
نشاط زاهد از انواع طاعت است و ورع
صفای عارف از ابروی نیکوان دیدن ۹
عنایت تو چو با جان سعدی است چه باک
چه غم خورد گه حشر از گناه سنجیدن ۱۰
که خار با تو مرا به که بی تو گل چیدن ۱
و گر به جام برم بی تو دست در مجلس
حرام صرف بود بی تو باده نوشیدن ۲
خم دو زلف تو بر لاله حلقه در حلقه
به سنگ خاره درآموخت عشق ورزیدن ۳
اگر جماعت چین صورت تو بت بینند
شوند جمله پشیمان ز بت پرستیدن ۴
کساد نرخ شکر در جهان پدید آید
دهان چو بازگشایی به وقت خندیدن ۵
به جای خشک بمانند سروهای چمن
چو قامت تو ببینند در خرامیدن ۶
من گدای که باشم که دم زنم ز لبت
سعادتم چه بود خاک پات بوسیدن ۷
به عشق مستی و رسواییم خوش است از آنک
نکو نباشد با عشق زهد ورزیدن ۸
نشاط زاهد از انواع طاعت است و ورع
صفای عارف از ابروی نیکوان دیدن ۹
عنایت تو چو با جان سعدی است چه باک
چه غم خورد گه حشر از گناه سنجیدن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۷۵۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۴ - دست با سرو روان چون نرسد در گردن
گوهر بعدی:غزل ۴۶۶ - تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.