هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و عاشقی سخن می‌گوید و از رنج‌ها و سختی‌هایی که در این راه متحمل شده است، شکایت می‌کند. او از زیبایی معشوق و غیرت او می‌گوید و بیان می‌کند که تمام عمر خود را صرف عشق کرده و اکنون همه چیز از دست رفته است. غم و رنج عشق را به جان خریده و چراغ غم معشوق در دلش همیشه روشن است.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر عشق و رنج نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.

غزل ۴۸۹ - ای رخ چون آینه افروخته

ای رخ چون آینه افروخته
الحذر از آه من سوخته ۱

غیرت سلطان جمالت چو باز
چشم من از هر که جهان دوخته ۲

عقل کهن بار جفا می‌کشد
دم به دم از عشق نوآموخته ۳

وه که به یک بار پراکنده شد
آنچه به عمری بشد اندوخته ۴

غم به تولای تو بخریده‌ام
جان به تمنای تو بفروخته ۵

در دل سعدیست چراغ غمت
مشعله‌ای تا ابد افروخته ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۶۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۸ - ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای
گوهر بعدی:غزل ۴۹۰ - ای که ز دیده غایبی در دل ما نشسته‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.