هوش مصنوعی: این شعر از سعدی بیانگر عشق و اشتیاق شدید به معشوق است. شاعر از تلخی و شیرینی عشق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که حتی یک لحظه معشوق را ببیند. او امیدوار است که مانند آبی که به جوی بازمی‌گردد، معشوق نیز به او بازگردد. همچنین، شاعر به خطرات عشق و رنج هجران اشاره می‌کند و در نهایت امیدوار است که به خاطر تحمل این رنج‌ها، در دوزخ عذابی نبیند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عشق، هجران و رنج‌های عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌های عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۲۰ - که دست تشنه می‌گیرد به آبی

که دست تشنه می‌گیرد به آبی
خداوندان فضل آخر ثوابی ۱

توقع دارم از شیرین زبانت
اگر تلخ است و گر شیرین جوابی ۲

تو خود نایی و گر آیی بر من
بدان ماند که گنجی در خرابی ۳

به چشمانت که گر زهرم فرستی
چنان نوشم که شیرینتر شرابی ۴

اگر سروی به بالای تو باشد
نباشد بر سر سرو آفتابی ۵

پری روی از نظر غایب نگردد
اگر صد بار بربندد نقابی ۶

بدان تا یک نفس رویت ببینم
شب و روز آرزومندم به خوابی ۷

امیدم هست اگر عطشان نمیرد
که باز آید به جوی رفته آبی ۸

هلاک خویشتن می‌خواهد آن مور
که خواهد پنجه کردن با عقابی ۹

شبی دانم که در زندان هجران
سحرگاهم به گوش آید خطابی ۱۰

که سعدی چون فراق ما کشیدی
نخواهی دید در دوزخ عذابی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۷۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۹ - سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
گوهر بعدی:غزل ۵۲۱ - سَلِ المَصانعَ رَکباً تَهیمُ فی الفَلَواتِ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.