هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق و غمهای ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که هیچ دلی بدون غم عشق شاد نیست و وصال معشوق مانند کعبهای دستنیافتنی است. شاعر به وفاداری خود اشاره میکند اما از ناپایداری عمر شکایت دارد. همچنین، او از مستی و شیفتگی عشق میگوید و از معشوقی آرمانی که مانند غالیۀ مویی درهمپیچیده است، یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناپایداری عمر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹ - به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست
به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست
چرا که هیچ دلی بی غم تو خرّم نیست ۱
از آن به کعبهٔ وصل تو ره ندارد جان
که غیر در حرم خاص دوست محرم نیست ۲
اساس عهد و وفا با تو محکم است مرا
ولی چه سود که بنیاد عمر محکم نیست ۳
دلم ز بادهٔ شوقت فتاده مست و خراب
به عالمی ست که هیچش خبر ز عالم نیست ۴
کجاست غالیه مویی که چون بنفشه ز شرم
به دور زلف تو آشفته حال و در هم نیست ۵
چو لاله داغ منه بر دل خیالی بیش
کز این متاع ز سوز غم تواش کم نیست ۶
چرا که هیچ دلی بی غم تو خرّم نیست ۱
از آن به کعبهٔ وصل تو ره ندارد جان
که غیر در حرم خاص دوست محرم نیست ۲
اساس عهد و وفا با تو محکم است مرا
ولی چه سود که بنیاد عمر محکم نیست ۳
دلم ز بادهٔ شوقت فتاده مست و خراب
به عالمی ست که هیچش خبر ز عالم نیست ۴
کجاست غالیه مویی که چون بنفشه ز شرم
به دور زلف تو آشفته حال و در هم نیست ۵
چو لاله داغ منه بر دل خیالی بیش
کز این متاع ز سوز غم تواش کم نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.