هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق، رنج، فداکاری و جدایی از خود در راه رسیدن به حقیقت می‌پردازد. با اشاره به داستان‌های نمادینی مانند ابلیس، حلاج، شمع و پروانه، موسی و طور، شاعر از تجربه‌های روحانی و عاشقانه سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۸۸ - سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد

سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شد
دعوی حلاج بر حق بود از آن منصور شد ۱

شد شمع از سوختن این فنر بس پروانه را
کاو به هر جمعیّتی در عاشقی مشهور شد ۲

شام رمزی گفت از مویش چنین تاریک شد
صبح چون دم زد ز رویش عالمی پرنور شد ۳

خواست موسی کز تجلاّی رخش از خود رود
طور قسمت بین که این دولت نصیب طور شد ۴

تا قضا از محنت شام فراقش یاد داد
عاشقان را روزگار ماتم خود سور شد ۵

در میان ما و جانان جز خیالی پرده نیست
عاقبت آن نیز هم از پیش خواهد دور شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - سرشک تا به کی از چشم آن و این افتد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - سرو هرگز در چمن کاری چنین زیبا نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.