هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و از تاریکی و درازی شب یلدا به عنوان کنایه‌ای از زلف معشوق یاد می‌کند. او از رنج‌های عشق و بی‌وفایی معشوق شکایت دارد، اما در عین حال، بخشش و رحمت را نیز از او می‌طلبد. شاعر از پروانه به عنوان نماد عشق و فداکاری یاد می‌کند و از شمع به عنوان یار دلسوز در شب‌های فراق نام می‌برد. در نهایت، او از بخل و رشک در دیدن روی معشوق می‌گوید و تنها نسیم سحر را تسلی‌بخش دل زخم‌خورده خود می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۷۹ - زهجر زلف تو گفتم شبی کنیم شکایت

زهجر زلف تو گفتم شبی کنیم شکایت
فغان که این شب تیره نمیرسد بنهایت ۱

نمیدهد دلم از دست دامن شب یلدا
که در درازی و تاری ززلف تست کنایت ۲

بسوزی ار بعدالت ببخشی ار زکرامت
زتست بخشش و رحمت زماست جرم و جنایت ۳

دعا کنم چو بدشنام نام من بلب آری
که فحش از آن لب شیرین کرامتست و عنایت ۴

حدیث عشق زپروانه پرس وصدق از او جو
که سوخت جانش و از سوختن نکرد شکایت ۵

بغیر شمع که میسوخت شب بحالت زارم
کسی بشام فراق توام نکرد حمایت ۶

بدیده رشگ برد دل برای دیدن رویت
ببین که بخل چه قدر است و رشگ تا به چه غایت ۷

بجز نسیم سحر کو شمیم زلف تو آورد
کسی بزخمی ناسور دل نکرد رعایت ۸

فراق نامه آشفته گر بکوه بخوانی
بسنگ خاره کند آه درمند سرایت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - گره زکار چو نگشود زاهدا زعبادت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - زعشق روی تو هر کو مرا نمود ملامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.