هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و شیدایی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند شکر، قند، یوسف و یعقوب، احساسات خود را بیان میکند. او از عشق به معشوق و تأثیرات آن بر زندگی خود میگوید و از درد فراق و شیدایی ناشی از عشق سخن میراند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۸ - کرده در غنچه نهان تنک شکر کاین دهنست
کرده در غنچه نهان تنک شکر کاین دهنست
ریزه قند زلب ریزد و گوید سخنست ۱
گر در اسلام بهند و نه حلال است بهشت
از چه بر عارضت آنخال سیه را وطنست ۲
شهره شهر شد از عشق تو گر دل چه عجب
عشق شیرین سبب شهره گی کوهکنست ۳
یوسف از چاه برون آمد و بر شد از ماه
باز یعقوب ستمدیده ببیت الحزنست ۴
کاروان خطش از دست بگیرد شاید
یوسف دل که گرفتار بچاه ذقنست ۵
هم قضا از خطر تیز نظر در حذر است
فتنه مفتون تو ای زلف شکن در شکنست ۶
منم آشفته و شیدائی و سودائی عشق
تا که سر سرو زلفت بسویدای منست ۷
ریزه قند زلب ریزد و گوید سخنست ۱
گر در اسلام بهند و نه حلال است بهشت
از چه بر عارضت آنخال سیه را وطنست ۲
شهره شهر شد از عشق تو گر دل چه عجب
عشق شیرین سبب شهره گی کوهکنست ۳
یوسف از چاه برون آمد و بر شد از ماه
باز یعقوب ستمدیده ببیت الحزنست ۴
کاروان خطش از دست بگیرد شاید
یوسف دل که گرفتار بچاه ذقنست ۵
هم قضا از خطر تیز نظر در حذر است
فتنه مفتون تو ای زلف شکن در شکنست ۶
منم آشفته و شیدائی و سودائی عشق
تا که سر سرو زلفت بسویدای منست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - خضر را راه بسرچشمه حیوان تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - به پیر میفروشان بر بشارت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.