هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق و نفی هرگونه جاه و مقام دنیوی است. شاعر با استفاده از استعارهها و کنایههای زیبا، عشق خود را به معشوق و بیاعتباری دنیا را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر و توضیح دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۲۶۹ - مرا بساخت میخانه تا که راهی هست
مرا بساخت میخانه تا که راهی هست
گمان مکن که مرا ره بپادشاهی هست ۱
از آن زمان که گشودم دو چشم برویت
دو دیده کور اگر بر کسم نگاهی هست ۲
هم از تو شکوه کنم پیش تو بعرصه حشر
مگر بغیر تو آن روز دادخواهی هست ۳
برو که تا نکند ناز سرو در بستان
بیا که چرخ بنالد بخود که ماهی هست ۴
کجاست برق جهانسوز من بگو او را
بیا بسوز دراین دشت اگر گیاهی هست ۵
بپوش ساعد سیمین بگاه دعوی خلق
جز آن دو دست نگارین مگر گواهی هست ۶
حدیث نقطه موهوم یافت دل زلبش
مگر حکیم در این نکته اشتباهی هست ۷
دلا تو یوسف و سیمین ذقن بتان هر سو
زهر طرف چه شتاب آوری که چاهی هست ۸
در دگر چه زنی غیر عشق آشفته
بغیر کوی مغانت مگر پناهی هست ۹
گناه کهنه درویش شست مدحت تو
بشو زآب گر او را زنو گناهی هست ۱۰
چو روسیاهی آشفته بنگری زکرم
بگو بخیل غلامان من سیاهی هست ۱۱
میان واجب و امکان که ملکهاست وسیع
بجز علی تو مپندار پادشاهی هست ۱۲
گمان مکن که مرا ره بپادشاهی هست ۱
از آن زمان که گشودم دو چشم برویت
دو دیده کور اگر بر کسم نگاهی هست ۲
هم از تو شکوه کنم پیش تو بعرصه حشر
مگر بغیر تو آن روز دادخواهی هست ۳
برو که تا نکند ناز سرو در بستان
بیا که چرخ بنالد بخود که ماهی هست ۴
کجاست برق جهانسوز من بگو او را
بیا بسوز دراین دشت اگر گیاهی هست ۵
بپوش ساعد سیمین بگاه دعوی خلق
جز آن دو دست نگارین مگر گواهی هست ۶
حدیث نقطه موهوم یافت دل زلبش
مگر حکیم در این نکته اشتباهی هست ۷
دلا تو یوسف و سیمین ذقن بتان هر سو
زهر طرف چه شتاب آوری که چاهی هست ۸
در دگر چه زنی غیر عشق آشفته
بغیر کوی مغانت مگر پناهی هست ۹
گناه کهنه درویش شست مدحت تو
بشو زآب گر او را زنو گناهی هست ۱۰
چو روسیاهی آشفته بنگری زکرم
بگو بخیل غلامان من سیاهی هست ۱۱
میان واجب و امکان که ملکهاست وسیع
بجز علی تو مپندار پادشاهی هست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - این فتنه که چشم تو برانگیخت
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - در سری نیست که از زلف بتی سودا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.