هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به معشوق و جمال او سخن میگوید. شاعر از جفاهای معشوق شکایت دارد اما آن را به دلیل زیباییاش میپذیرد. همچنین، اشارات عرفانی به مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا در معشوق و مقامات معنوی مانند خضر و منصور حلاج دارد. در پایان، شعر بر اهمیت عشق به علی(ع) به عنوان کمال واقعی تأکید میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و دینی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۹۶ - عاشق از جور بتان گرچه ملالی دارد
عاشق از جور بتان گرچه ملالی دارد
گو جمیل است جفا زآنکه جمالی دارد ۱
تو زخورشید مجاور بنمائی دو هلال
آسمان گرچه بهر ماه هلالی دارد ۲
دید بر ماه رخت دل خط و زو آه بگفت
حیف کاین کوکب مسعود وبالی دارد ۳
دل و جان هر دو بسودای دهان و کمرت
هر کس از دوست هوائی و خیالی دارد ۴
رند میخانه هم از باده شوقت مست است
صوفی صومعه گر وجدی و حالی دارد ۵
آفتاب رخ آن ماه بعقرب همه روز
خانه خورشید بعقرب چو نشانی دارد ۶
هست در چشمه خورشید تو را آب حیات
خضر در ظلمت اگر آب زلالی دارد ۷
خون منصور زند نقش انا الحق بزمین
نیست آن عشق که از مرگ روانی دارد ۸
جم عهد خود و کیخسرو زرین کله است
هر که با دلبری آشفته وصالی دارد ۹
ادب و حکمت و فضل و هنرت نیست کمال
هر کرا حب علی هست کمالی دارد ۱۰
گو جمیل است جفا زآنکه جمالی دارد ۱
تو زخورشید مجاور بنمائی دو هلال
آسمان گرچه بهر ماه هلالی دارد ۲
دید بر ماه رخت دل خط و زو آه بگفت
حیف کاین کوکب مسعود وبالی دارد ۳
دل و جان هر دو بسودای دهان و کمرت
هر کس از دوست هوائی و خیالی دارد ۴
رند میخانه هم از باده شوقت مست است
صوفی صومعه گر وجدی و حالی دارد ۵
آفتاب رخ آن ماه بعقرب همه روز
خانه خورشید بعقرب چو نشانی دارد ۶
هست در چشمه خورشید تو را آب حیات
خضر در ظلمت اگر آب زلالی دارد ۷
خون منصور زند نقش انا الحق بزمین
نیست آن عشق که از مرگ روانی دارد ۸
جم عهد خود و کیخسرو زرین کله است
هر که با دلبری آشفته وصالی دارد ۹
ادب و حکمت و فضل و هنرت نیست کمال
هر کرا حب علی هست کمالی دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۵ - فرخنده بسملی که به تیر نظر کشد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۷ - رفته صبا پیرامنش کاز خواب بیدارش کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.