درباره ادیب الممالک
محمد صادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی- درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری» شاعر، ادیب و روزنامهنگار دوره مشروطه است.
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - ز بی دردان علاج درد خود جستن بدان ماند
شماره ۲ - چند روزی پیش و پس شد ورنه از دور سپهر
شماره ۳ - این رشته بی پیوند هر چند که یک تار است
شماره ۴ - یک قطره ز آب شرم و یک ذره وفا
شماره ۵ - تو چون بهاری و گیتی چو باغ و ما چو درخت
شماره ۶ - رشت هم نیک است کاو از حمار گم شده
شماره ۷ - روحی فداک بی تو مرا کار مشکل است
شماره ۸ - موی خوانم میان او اما
شماره ۹ - بوستانش را آیفت ز بهن نرسد
شماره ۱۰ - طراز خاتم شاهنشهی به لوح ابد
شماره ۱۱ - همچو ملخی که شاخساری بخورد
شماره ۱۲ - آن روز که مه شدی نمی دانستی
شماره ۱۳ - نام محمودش که محمودست بشمر پس بگو
شماره ۱۴ - قبله گاها سال و ماهت تا ابد فرخنده باد
شماره ۱۵ - حق تعالی مر ترا آورده از ایران پدید
شماره ۱۶ - ای کودک نوزاده که پیران جهان را
شماره ۱۷ - می رسانم به عز عرض حضور
شماره ۱۸ - به غیر از غمزه و حسن و لطافت خوبرویان را
شماره ۱۹ - گریه مینا، نگر به چشم ترش بین
شماره ۲۰ - از کلام و خنده دشنام و گله، ضرب و کنایت
شماره ۲۱ - از دیر نخواهم رفت در کعبه که میدانم
شماره ۲۲ - رفیق من مه من یار من جعلت فلاک
شماره ۲۳ - مطاعا، مشفقا تا چند غفلت داری از حالم
شماره ۲۴ - خداوندگارا تو را در دو عالم
شماره ۲۵ - عزیز من به خدا جز تو یک عزیز ندارم
شماره ۲۶ - در آن زمان که بود بیم جان شگفت مدار
شماره ۲۷ - به ابی انت و امی ز خدا می خواهم
شماره ۲۸ - من موصوله ام و از لب لعلت جانا
شماره ۲۹ - تصدقت شوم ای گلعذار سیمین تن
شماره ۳۰ - قربان سرت شوم بیا حالم بین
شماره ۳۱ - هنر اکنون به دل خاک طلب باید کرد
شماره ۳۲ - دردت به جانم ای بت نامهربان من
شماره ۳۳ - همایون باد و فرخ باد و میمون
شماره ۳۴ - پیش مرگت شوم ای لعبت چین
شماره ۳۵ - رئیس خیل هواجن امام جمعه حسن
شماره ۳۶ - شبروی گر هست ماه است آن هم اندر آسمان
شماره ۳۷ - برادرا، به عروس نشاط،همسر شو
شماره ۳۸ - دل زنده می شود به نسیم خیال تو
شماره ۳۹ - ببال ای تخت افریدون نیار ای تاج کیخسرو
شماره ۴۰ - من در غم تو چو مرغ سرکنده
شماره ۴۱ - یک روز تو را به راه دیدم
شماره ۴۲ - هزار سال رهست از تو تا مسلمانی
شماره ۴۳ - چشم مستت شوخی آغازد همی
شماره ۴۴ - به هر که جور نکردی نمی توانستی