عبارات مورد جستجو در ۵۲ گوهر پیدا شد:
مولوی : دفتر اول
بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم کرم کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست
بانگ می‌آمد که ای طالب بیا
جود محتاج گدایان چون گدا
جود می‌جوید گدایان و ضعاف
همچو خوبان کآینه جویند صاف
روی خوبان زآینه زیبا شود
روی احسان از گدا پیدا شود
پس از این فرمود حق در والضحی
بانگ کم زن ای محمد بر گدا
چون گدا آیینۀ جود است هان
دم بود بر روی آیینه زیان
آن یکی جودش گدا آرد پدید
وان دگر بخشد گدایان را مزید
پس گدایان آیت جود حق‌اند
وان که با حق‌اند جود مطلق‌اند
وان‌که جز این دوست او خود مرده‌یی‌ست
او برین در نیست، نقش پرده‌یی‌ست
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۸۶ - ای دل، سر و کار با کریم است، مترس
ای دل، سر و کار با کریم است، مترس
لطفش چو خداییش قدیم است، مترس
از کرده و ناکرده و نیک و بد ما
بی سود و زیان است، چه بیم است؟ مترس
رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۱۰۳ - زه! دانا را گویند، که داند گفت
زه! دانا را گویند، که داند گفت
هیچ نادان را داننده نگوید: زه
سخن شیرین از زفت نیارد بر
بز ببج بج بر، هرگز نشود فربه
شیخ بهایی : مقطعات
شماره ۶ - نقض کرم است آن که قدرش
نقض کرم است آن که قدرش
در حوصلهٔ امید گنجد
سعدی : مثنویات
شماره ۲۵ - هر که بی‌مشورت کند تدبیر
هر که بی‌مشورت کند تدبیر
غالبش بر غرض نیاید تیر
بیخ بی‌مشورت که بنشانی
بر نیارد به جز پشیمانی
انوری : رباعیات
رباعی ۳۱۶ - ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
در تحت تصرف تو بیش و کم علم
در عمر دمی نازده الا دم علم
هم عالم عالمی هم عالم علم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۷۷ - از کم خوردن زیرک و هشیار شوی
از کم خوردن زیرک و هشیار شوی
وز پرخوردن ابله و بیکار شوی
پرخواری تو جمله ز پرخواری تست
کم‌خوار شوی اگر تو کم‌خوار شوی
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
بیت
با قضا، چیره زبان نتوان بود
که بدوزند، گرت صد دهن است
سعدی : مفردات
بیت ۳۲
سگ هم از کوچکی پلید بود
اصل ناپاک از او پدید بود
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۶ - هوس هر چند گستاخ است، عذرش صورتی دارد
هوس هر چند گستاخ است، عذرش صورتی دارد
به یوسف می‌توان بخشید تقصیر زلیخا را
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۸۵ - ده در شود گشاده، شود بسته چون دری
ده در شود گشاده، شود بسته چون دری
انگشت ترجمان زبان است لال را
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۴۸۸ - خبر ز تلخی آب بقا کسی دارد
خبر ز تلخی آب بقا کسی دارد
که همچو خضر گرفتار عمر جاوید است
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۴۹۰ - ترک عادت، همه گر زهر بود، دشوار است
ترک عادت، همه گر زهر بود، دشوار است
روز آزادی طفلان به معلم بار است
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۹۵۹ - صافی و تیرگی آب ز سرچشمه بود
صافی و تیرگی آب ز سرچشمه بود
بی دل پاک، سخن پاک نگردد هرگز
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۴۳۵ - از چراغی می‌توان افروخت چندین شمع را
از چراغی می‌توان افروخت چندین شمع را
دولتی چون رو دهد، از دوستان غافل مشو
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۵۳۷ - جان هواپرستان، در فکر عاقبت نیست
جان هواپرستان، در فکر عاقبت نیست
گرد هدف نگردد، تیری که شد هوایی
سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۲۴ - دست‌ و‌ پا‌بریده‌ای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد
دست‌ و‌ پا‌بریده‌ای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت: سُبْحٰان‌َالله! با هزار پایْ که داشت چون اجلش فرا‌ رسید از بی‌دست‌و‌پایی گریختن نتوانست.
چو آید ز پی دشمنِ جان‌ستان
ببندد اجل پایِ اسبِ دوان
در آن دم که دشمن پیاپی رسید
کمانِ کیانی نشاید کشید
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۲۵۹ - هر چه داری به عشق او در باز
هر چه داری به عشق او در باز
تا کند او به روی تو در باز
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۸۱ - شوی زن نوجوان اگر پیر بود
شوی زن نوجوان اگر پیر بود
تا پیر شود همیشه دلگیر بود
آری مثل است این که گویند زنان
در پهلوی زن تیر به از پیر بود
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۹۸
آسان پای (‌ضد گرانجان‌) باش تا روشن چشم باشی.
گرانی مکن در بر مهتران
سبک‌پای بهتر ز مردگران
چو اندک‌روی زود خیزی ز جای
بری چشم روشن برکدخدای
به دیدار تو شادمانی کند
به خرم دلی میزبانی کند
چو اندر نشستن گرانی کنی
سر میزبان را به درد افکنی