عبارات مورد جستجو در ۳ گوهر پیدا شد:
هاتف اصفهانی : ماده تاریخ‌ها
شماره ۲۲ - چو عبدالباقی آن خان فلک قدر
چو عبدالباقی آن خان فلک قدر
که روی اوست چون گل زیب این باغ
جوان‌بختی که باغ دولت اوست
بود گر خوشتر از خلد برین باغ
به قمصر داد فرمان تا بسازند
یکی دلکش مقام دلنشین باغ
به فرمانش بنا کردند باغی
که چون آن نیست در روی زمین باغ
نه باغی بل بهشتی زیبد آری
چنان زیبا جوانی را چنین باغ
از آنش باغ عشرت جز همین باغ
که نبود جای عشرت جز همین باغ
غرض چون سبز و خرم گشت دادش
لقب دهقان گردون بهترین باغ
پی تاریخ سالش کلک هاتف
رقم زد (سبز بادا دایم این باغ)
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۳۰ - واعظ در باغ سبزش روضه مینواست
واعظ در باغ سبزش روضه مینواست
وان کرمک پس مرز و خیار لب جو است
افتادش از این بهاره کاری غرض آنک
تا بر سر پالیز کسان گیرد دوست
سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۱۲ - باغ
آرامگه اهل حکم کردی این باغ
ای باغ تو آرامگه اهل حکم به
ارباب حکم مدح تو گویند در این باغ
چندانکه بود نزد خرد مدح ز ذم به
تا اهل سخن در سخن مدح تو باشند
ز اعضای همه اهل سخن باشد فم به
گوشی که نیوشنده مدح تو نباشد
آن گوش اصم باد، که آن گوش اصم به
آن شهره بنائی که درین باغ نهادی
کارایش آن هست ز دیدار صنم به
چون بیت حرم باد ز جاه تو بحرمت
تو شاد در او، تا بود از شادی غم به
بر روی زمین تا نبود به ز سمرقند
وز روی خوشی تا که بود قند ز سم به
در شهر سمرقند بخوشی گذران دل
با قند لبانی برخ از رنگ بقم به