عبارات مورد جستجو در ۳ گوهر پیدا شد:
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۲۶ - فرهادم و ثبات قدم هست پیشه ام
فرهادم و ثبات قدم هست پیشه ام
ناخن دوانده در جگر سنگ تیشه ام
از بخت شور در نمک آبم چو مغز تلخ
می روترش کند چو درآید به شیشه ام
از ناخن آب دشنه الماس برده ام
فرهاد را به کوه جهانده است تیشه ام
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۶۲ - عاشقان را جور و نازیار می باید کشید
عاشقان را جور و نازیار می باید کشید
طعنه از دشمن جفا ز اغیار می باید کشید
عشق گنج است و رقیبا اندر این ره همچو مار
بهر گنج عشق زخم مار می باید کشید
جور هر نااهل و ناهموار بهر او می کشم
بهر یک گل زحمت صد خار می باید کشید
هر که در دام بلای عشق چون وامق فتاد
جور عذرای خودش ناچار می باید کشید
همچو غواصان مسکین از برای گوهری
زحمت دریای مردم خوار می باید کشید
چو نو در بحر عمیق عشق افتادی کمال
هرچه پیش آید ترا این بار می باید کشید
اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۰ - تا دل بجفای عشق تو خو کردست
تا دل بجفای عشق تو خو کردست
صد کوه بلا به پیش او چون گردست
درد تو شفای این دل درویش است
هرکس نه چنین بود یقین نامردست