تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
حافظ : رباعیات
رباعی ۱ - جز نقش تو در نظر نیامد ما را
جز نقش تو در نظر نیامد ما را
جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت
حقا که به چشم در نیامد ما را
حافظ : رباعیات
رباعی ۲ - برگیر شراب طرب‌انگیز و بیا
برگیر شراب طرب‌انگیز و بیا
پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا
مشنو سخن خصم که بنشین و مرو
بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا
حافظ : رباعیات
رباعی ۳ - گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات
گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات
گفتم دهنت، گفت زهی حب نبات
گفتم سخن تو، گفت حافظ گفتا
شادی همه لطیف گویان صلوات
حافظ : رباعیات
رباعی ۴ - ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست
ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست
آیینه به دست و روی خود می‌آراست
دستارچه‌ای پیشکشش کردم گفت
وصلم طلبی؟ زهی خیالی که تراست!
حافظ : رباعیات
رباعی ۵ - من باکمر تو در میان کردم دست
من باکمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست
پیداست از آن میان چو بربست کمر
تا من ز کمر چه طرف خواهم بربست
حافظ : رباعیات
رباعی ۶ - تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست
تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست
تا بندهٔ تو شده‌ست تابنده شده‌ست
زان روی که از شعاع نور رخ تو
خورشید منیر و ماه تابنده شده‌ست
حافظ : رباعیات
رباعی ۷ - هر روز دلم به زیر باری دگر است
هر روز دلم به زیر باری دگر است
در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر است
من جهد همی‌کنم قضا می‌گوید
بیرون ز کفایت تو کاری دگراست
حافظ : رباعیات
رباعی ۸ - ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
گرد خط او چشمهٔ کوثر بگرفت
دلها همه در چاه زنخدان انداخت
وآنگه سر چاه را به عنبر بگرفت
حافظ : رباعیات
رباعی ۹ - امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست
تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۰ - نی قصهٔ آن شمع چگل بتوان گفت
نی قصهٔ آن شمع چگل بتوان گفت
نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
غم در دل تنگ من از آن است که نیست
یک دوست که با او غم دل بتوان گفت
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۱ - اول به وفا می وصالم درداد
اول به وفا می وصالم درداد
چون مست شدم جام جفا را سرداد
پر آب دو دیده و پر از آتش دل
خاک ره او شدم به بادم برداد
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۲ - نی دولت دنیا به ستم می‌ارزد
نی دولت دنیا به ستم می‌ارزد
نی لذت مستی‌اش الم می‌ارزد
نه هفت هزار ساله شادی جهان
این محنت هفت روزه غم می‌ارزد
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۳ - هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد
هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد
هر پاکروی که بود تردامن شد
گویند شب آبستن و این است عجب
کاو مرد ندید از چه آبستن شد
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۴ - چون غنچهٔ گل قرابه‌پرداز شود
چون غنچهٔ گل قرابه‌پرداز شود
نرگس به هوای می قدح ساز شود
فارغ دل آن کسی که مانند حباب
هم در سر میخانه سرانداز شود
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۵ - با می به کنار جوی می‌باید بود
با می به کنار جوی می‌باید بود
وز غصه کناره‌جوی می‌باید بود
این مدت عمر ما چو گل ده روز است
خندان لب و تازه‌روی می‌باید بود
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۶ - این گل ز بر همنفسی می‌آید
این گل ز بر همنفسی می‌آید
شادی به دلم از او بسی می‌آید
پیوسته از آن روی کنم همدمی‌اش
کز رنگ وی‌ام بوی کسی می‌آید
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۷ - از چرخ به هر گونه همی‌دار امید
از چرخ به هر گونه همی‌دار امید
وز گردش روزگار می‌لرز چو بید
گفتی که پس از سیاه رنگی نبود
پس موی سیاه من چرا گشت سفید
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۸ - ایام شباب است شراب اولیتر
ایام شباب است شراب اولیتر
با سبز خطان بادهٔ ناب اولیتر
عالم همه سر به سر رباطیست خراب
در جای خراب هم خراب اولیتر
حافظ : رباعیات
رباعی ۱۹ - خوبان جهان صید توان کرد به زر
خوبان جهان صید توان کرد به زر
خوش خوش بر از ایشان بتوان خورد به زر
نرگس که کله دار جهان است ببین
کاو نیز چگونه سر درآورد به زر
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۰ - سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر
سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر
وآغاز پری نهاد پیمانهٔ عمر
بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد
حمال زمانه رخت از خانهٔ عمر