تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - ای عشق بیا که سخت بی‌دردم من
ای عشق بیا که سخت بی‌دردم من
بی‌درد تو در آتشم و سردم من
چون زردی چهره سرخ روئیست مرا
گر بی‌تو به خون غوطه زنم زردم من
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۱ - یک ره سوی دل که لوح جانست ببین
یک ره سوی دل که لوح جانست ببین
خورشید ازین ذرّه عیانست ببین
رویی که در آرزوش چشمی همه تن
این آینه هم در تو نهانست ببین
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۲ - گر سایه نداشت همره آن شمع یقین
گر سایه نداشت همره آن شمع یقین
گویم به تو سرّ آن به برهان مبین
او سایة حق است و بود ظاهر این
کز سایه دگر سایه نیفتد به زمین
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۳ - دنیا گردیست بر رخ شاهد دین
دنیا گردیست بر رخ شاهد دین
خواهندة دنیا نبود مرد یقین
این گرد ز رخسارة دینت بزدای
و آنگاه مراد خود درین آینه بین
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۴ - دامن ز تعلقات دنیا برچین
دامن ز تعلقات دنیا برچین
در دامگه فریب این زن منشین
چندانکه نیاز بیش نازش بیش است
یک ناز کن و نیاز پی در پی بین
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۵ - هر چند نیارم آمدن در بر تو
هر چند نیارم آمدن در بر تو
از ضعف فتاده‌ام به خاک در تو
شادم که به کام دل توانم گردید
در زیر لب آهسته به گرد سر تو
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۶ - نوروز شد و یار به من بست گرو
نوروز شد و یار به من بست گرو
کز داغ کهن به دل نماند پرتو
گفتم که ندارم چه شود پس گفتا
خوش باش که روز از نو و روزی از نو
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۷ - ای دوست که با چهرة زردیم از تو
ای دوست که با چهرة زردیم از تو
چون نالة خود تمام دردیم از تو
کاری که گمان نبود دیدیم از خویش
صبری که نداشتیم کردیم از تو
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۸ - کردم برِ نامحرم اگر داد از تو
کردم برِ نامحرم اگر داد از تو
داد از تو بتا و داد و بیداد از تو
محتاج به محرمم چرا می‌کردی
تا کار به نامحرمم افتاد از تو!
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۹ - از پیش من ای ماه جهان گرد مرو
از پیش من ای ماه جهان گرد مرو
وی غنچة نازِ نازپرورد مرو
در عشق تو با من نفسی بیش نماند
یک لحظه غنیمت است، بیدرد، مرو
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۰ - دلگیر بود نالة بلبل بی‌تو
دلگیر بود نالة بلبل بی‌تو
پر دردسرست نشئة مل بی‌تو
بی‌تاب بود طرّة سنبل بی‌تو
نوبر نکند شکفتگی گل بی‌تو
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۱ - هستی همه گر چه هست از فیض اله
هستی همه گر چه هست از فیض اله
هستیِّ پس از فنا بود خاطرخواه
هر چند که خلعت همه از شاه بود
ممتاز بود قبای پوشیدة شاه
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - یارب نفس گرم ثنا سنجم ده
یارب نفس گرم ثنا سنجم ده
وز درد طلب راحت هر رنجم ده
از خویش تهی کن وز خویشم پر کن
ویرانه کن و در خور آن گنجم ده
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۳ - دنیا چاهی است نزد دانا بی‌ته
دنیا چاهی است نزد دانا بی‌ته
طول امل است ریسمان این چه
هر چند بود جامة عمر تو دراز
بر قامت طول امل آید کوته
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - آمد سر زلف بند بند افکنده
آمد سر زلف بند بند افکنده
چین در خم طرّة کمند افکنده
هر عقده که برداشته از کار دلی
بر گوشة ابروی بلند افکنده
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۵ - یارب گرة غفلتم از دل بگشای
یارب گرة غفلتم از دل بگشای
گرد هوسم ز چهرة جان بزدای
چون آینه‌ام ز زنگ هستی برهان
هیچم کن و پس هر آنچه هستی بنمای
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۶ - رفتی رفتی ز پیشم ای جان رفتی
رفتی رفتی ز پیشم ای جان رفتی
چون صبح طرب ز شام هجران رفتی
آلودگی صحبت ما ننگت بود
چون شعله ز ما کشیده دامان رفتی
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - هر دل که نداشت نور دانشمندی
هر دل که نداشت نور دانشمندی
از زهد و ریاضتش نشد خرسندی
مرغی که به سوی شاخ بایدش پرید
زینش چه که پا گشایی و پربندی!
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۸ - ای آنکه دو لب به نشئة مل داری
ای آنکه دو لب به نشئة مل داری
شیرین دهنی چون غنچة گل داری
معشوقی و عاشقانه می‌خوانی شعر
با آنکه گلی، زبان بلبل داری
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۹ - لطف و کرم و طبع وفاجو داری
لطف و کرم و طبع وفاجو داری
هر چیز که داری همه نیکو داری
بی‌پرده به چشم عاشقان جلوه‌گری
گر هژده هزار پرده بر رو داری