تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۸ - ای حجه حق بملک حق شاه توئی
ای حجه حق بملک حق شاه توئی
امروز به خلق هادی راه توئی
درد دل ما ز لطف خود درمان کن
از درددل هرکسی آگاه توئی
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱ - شاها منم آنکه کار خود ساخته‌ام
شاها منم آنکه کار خود ساخته‌ام
خود رخش ستم بر سر خود تاخته‌ام
رخ تافته‌ام ز راستی چون فرزین
وز کجبازی دو اسب درباخته‌ام
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۲ - گه سوختهٔ آتش سودای توام
گه سوختهٔ آتش سودای توام
گه ساخته با داغ تمنای توام
گفتی ز ره وفا که میلی سگ ماست
شرمندهٔ آدمی‌گریهای توام!
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۳ - ناکامی من همه ز خودکامی توست
ناکامی من همه ز خودکامی توست
این سوختنم تمام از خامی توست
مگذار که از عشق تو رسوا گردم
رسوایی من موجب بدنامی توست
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۴ - چون عزم سفر رهی ازین در دارد
چون عزم سفر رهی ازین در دارد
امید تکاوری ز داور دارد
بر خاک رهم نشسته چون گرد، مگر
از خاک، سمند تو مرا بردارد
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۵ - امشب منم آزرده‌دل و سینه‌فگار
امشب منم آزرده‌دل و سینه‌فگار
جان بر لب و جسم زار (من) در آزار
نی طاقت بیداری و نی راحت خواب
نی قوت اضطراب و نی تاب قرار
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۶ - امروز منم ز زندگی در آزار
امروز منم ز زندگی در آزار
هم کار ز دست رفته، هم دست از کار
لب خشک و جگر پر آتش و سینه کباب
جان خسته و دل شکسته و تن بیمار
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۷ - نوروز تو سعد باد و فرخّ، بهروز
نوروز تو سعد باد و فرخّ، بهروز
دیدار تو خاص و عام را بزم‌افروز
تا بر نفتد عادت نوروز از دهر
هر روز تو باد از سعادت نوروز
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۸ - بی‌رنگ ز برقعت رخ صبح طرب
بی‌رنگ ز برقعت رخ صبح طرب
بی‌تاب ز زلفین دلاویز تو شب
هر دم می عیش نوش (کن) در نوروز
هر روز بر اسباب خوشی باش سبب
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۹ - پیکان نگار را دل ما هدف است
پیکان نگار را دل ما هدف است
صد گوهر عافیت مرا در صدف است
الحق به کسی که دایمش بینی شاد
گر رحم نیاوری، حقت بر طرف است
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۰ - خواهم ز تو خسروا،‌ سمند بدوی
خواهم ز تو خسروا،‌ سمند بدوی
... دمی، خاره سمی، برق‌روی
مه نعل و ستاره میخ و در دندانی
کوچک سر(و) اندک خور(و) بسیار دوی
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۱ - اکنون که دلم به دست عشق است گرو
اکنون که دلم به دست عشق است گرو
نی رای سفر مانده، نه پای تک و دو
دیگر مکش انتظار من ای همره
بگذار مرا و راه خود گیر و برو
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۲ - خواهم که مرا روز حساب ای ساقی
خواهم که مرا روز حساب ای ساقی
چندان بدهی شراب ناب ای ساقی
کز عذر گنه، به جای آب ای ساقی
از هر مژه ریزدم شراب ای ساقی
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۳ - آن غمزه چو رهزن شکیبایی شد
آن غمزه چو رهزن شکیبایی شد
دل را سبب محبت‌افزایی شد
از همچو تویی به مصلحت بستم چشم
این مصلحتم باعث رسوایی شد
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴ - ابروی بلندت که کشند افتاده‌ست
ابروی بلندت که کشند افتاده‌ست
دل را همه در پی گزند افتاده‌ست
اکنون دلم از شکستگی صد پاره
چون شیشه از طاق بلند افتاده‌ست
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵ - خوبی تو و حسن غیرپرور باشد
خوبی تو و حسن غیرپرور باشد
من عاشق و عشق غیرت‌آور باشد
بینی به چنین حال و ز رحمم نکشی
وین رحم تو بی‌رحمی دیگر باشد
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۶ - طفلی به نوم شکاف در سینه کند
طفلی به نوم شکاف در سینه کند
دل را پی نقد عشق، گنجینه کند
ترسم که (چنین) گرم اگر پیش آید
افسرده‌ام از گرمی پیشینه کند
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۷ - چون مهر زبان به طعن عشاق کشید
چون مهر زبان به طعن عشاق کشید
ناگه رخ آن یوسف ثانی را دید
در دست شدش تیغ به خون آلوده
گویا کف خود به جای نارنج برید
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۸ - از رنج خمار،‌ نرگست بیمار است
از رنج خمار،‌ نرگست بیمار است
وز بار جفا، نخل تو کم رفتار است
بیماری تو، خسته‌دلان را مرگ است
وین مرگ دگر که دیدنت دشوار است
میرزا قلی میلی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۹ - ابرو نبود زینت آن روی چو ماه
ابرو نبود زینت آن روی چو ماه
کان چشم مرا چو کشت بی‌جرم و گناه،
تیغش ز برای خون من شحنهٔ عشق
بنهاد به روی آتش وگشت سیاه