تعداد ۶۱۴۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۴۱ - شیخ الاسلام احمد جامی
شیخ الاسلام احمد جامی
که دم مرده از دمش حی شد
می اوشد عسل چنین گویند
منکر او مشو مگو کی شد
باز رندی دگر به یک جذبه
خم او پاک خالی از می شد
نه میش ماندنی عسل در خم
شکرش رفت و خالی از می شد
گرچه تبدیل خلق خوش باشد
لیک آن خوشتر است لاشی شد
نعمت الله که میرمستان است
فانی از خویش و باقی از وی شد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۴۲ - هر کمالی که هست در عالم
هر کمالی که هست در عالم
از خلیفه بجو که می داند
جامع جملهٔ علوم بود
شرح اسما تمام می خواند
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۴۳ - روی غیری ندیده دیدهٔ ما
روی غیری ندیده دیدهٔ ما
غیر چون نیست دیده چون بیند
لیس فی الدار غیره دیار
چشم ما نور او به او بیند
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۴۷ - نسب بی حسب چنان نبود
نسب بی حسب چنان نبود
به حسب خود نسب به کار آید
نسب عالیش بود به کمال
به حسب گر نسب بیاراید
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۴۸ - ای که پرسی ز حال میر تمور
ای که پرسی ز حال میر تمور
با تو گویم که حال او چون است
گر چه چپ بود راست ره می رفت
راستی رفتنش به قانون است
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۴۹ - پیش ازین گر مرا حجابی بود
پیش ازین گر مرا حجابی بود
شکر گویم که آن حجاب نماند
بود گنجی درین خرابهٔ تن
گنج باقیست گر خراب نماند
آفتابی ز چشم پنهان شد
تا نگوئی که آفتاب نماند
میکده باقی است و خم پر می
جام بشکست نه شراب نماند
بی حسابم نواخت لطف خدا
هیچ باقی درین حساب نماند
نعمت الله به خواب رفت دمی
باز بیدار شد چه خواب نماند
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۵۴ - شهرتی یافته است می گویند
شهرتی یافته است می گویند
نعمت الله را خدا بخشید
ما از او غیر او نمی جستیم
آشنا دید و خویش را بخشید
دُردی درد دل بسی خوردیم
لاجرم این چنین دوا بخشید
ما چو فانی شدیم در ره عشق
جاودان منصب بقا بخشید
می میخانه را به ما پیمود
خوش نوائی به بینوا بخشید
سیدم چون شفیع خود کردم
نعمت الله را به ما بخشید
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۵۵ - این هیولا عجوزه‌ای عجب است
این هیولا عجوزه‌ای عجب است
چادری بر سر است و می‌گردد
هر زمان صورت دگر گیرد
شده صورت پرست و می‌گردد
دم به دم شوهری کند وانگه
در پی دیگر است و می‌گردد
اعتمادی بر او نباید کرد
زانکه شخصی غر است و می‌گردد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۵۶ - کار عالم به پختگی باشد
کار عالم به پختگی باشد
شیخ ما بین که خام می‌گردد
جل سیاهی که دل سیاه کند
گرد عبدالسلام می‌گردد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۵۹ - حق تعالی وجود انسانی
حق تعالی وجود انسانی
به کمال و جمال خود پرورد
از چنان نطفه‌ای که می دانی
این چنین یوسفی پدید آورد
از همه برگزید انسان را
این عنایت ببین که با ما کرد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۶۰ - هر که با رند مست بنشیند
هر که با رند مست بنشیند
لاجرم رند مست برخیزد
دیگران از شکست بنشینند
زلف او از شکست بر خیزد
هر که با بنگیان نشیند او
بنگی زشت کست برخیزد
جام می را بگیر و خوش می نوش
گر تو را آن ز دست برخیزد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۶۱ - هر که او نقص دیگری گوید
هر که او نقص دیگری گوید
شک ندارم که نقص او باشد
نقص مردم مگو که نیکو نیست
نقص آدم کجا نکو باشد
گر سراپای او فرو باشی
لطف او بر سرت فرو باشد
ور محب لقای او باشی
او محب لقای تو باشد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۶۲ - جان جاهل به مرغکی ماند
جان جاهل به مرغکی ماند
که گرفتار در قفس باشد
حاصل عمر آنچنان مرغی
شک ندارم که یک نفس باشد
روشن از آفتاب خواهد بود
هر که چون ماه مقتبس باشد
این چنین روح پاک قدسی من
حیف باشد که در قفس باشد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۶۳ - بلبل گلستان معشوقم
بلبل گلستان معشوقم
من ازین گلستان نخواهم شد
گر به ظاهر نهان شوم ز نظر
از دل دوستان نخواهم شد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۶۶ - آنکه حق را به خویشتن بیند
آنکه حق را به خویشتن بیند
عارفان عارفش نمی‌دانند
وانکه او را به او مشاهده کرد
عارف است او و عارفش خوانند
پادشاها ملازمان درت
به یقینم که نیک نپسندند
که دو سه ترکمان بی‌ سر و پا
این چنین راه مک دربندند
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۶۷ - ای که پرسی ز حال میر تمور
ای که پرسی ز حال میر تمور
با تو گویم که حال او چون بود
گر چه چپ بود راست ره می‌رفت
راستی رفتنش به قانون بود
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۶۹ - در نی نیزه بین که رفعت او
در نی نیزه بین که رفعت او
با تو گویم چنانکه می‌باید
روید او و زیاده می‌گردد
بند بر بند او بیفزاید
تا شود نیزه‌ای بدان رفعت
که از او کارهای نیک آید
آدمی اینچنین شود عالی
عالم است آنکه فهم فرماید
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۷۴ - در حقیقت یکی عدد نبود
در حقیقت یکی عدد نبود
گر شماری یکی هزار هزار
باطنش را نگر که جمله یکی است
گر چه در ظاهر است این تکرار
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۷۶ - جام گیتی نما به دست آر
جام گیتی نما به دست آر
صفت و ذات بین و اسم نگر
صورت و معنی همه دریاب
گنج و گنجینه و طلسم نگر
جام می را بگیر و خوش می نوش
جان خود ار بدان و جسم نگر
تنت از ملک و جانت از ملکوت
نظری کن به هر دو قسم نگر
نعمت‌اللّه را اگر یابی
آن مسما ببین و اسم نگر
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۷۷ - گرد ملک عدم چه می‌گردی
گرد ملک عدم چه می‌گردی
تختگاه مرا به دست آور
این سرا و آن سرا به مردم بخش
دولت دو سرا به دست آور
نعمت این و آن چه می‌جوئی
نعمت‌اللّه را به دست آور