تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۰ - از مشرق دست گوهر آل نظام
از مشرق دست گوهر آل نظام
ده ماه تمام را طلوعست مدام
اینک بنگر که آن خداوند کرام
بفکند مه نوی ز هر ماه تمام
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۱ - دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام
دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام
راهیش به جامعست و راهیش به جام
با این همه ما و می و معشوقه به کام
در مصطبه پخته به که در صومعه خام
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۲ - هر مرحله‌ای که رخت برداشته‌ام
هر مرحله‌ای که رخت برداشته‌ام
از خون جگر مرحله تر داشته‌ام
از تو خبر وصل مبادم هرگز
گر بی‌تو ز خویشتن خبر داشته‌ام
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۳ - با یاد تو ای ریخته عشقت آبم
با یاد تو ای ریخته عشقت آبم
نشگفت اگر بود بر آتش خوابم
روی از غم چون تویی چرا برتابم
تا به ز غمت کدام شادی یابم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۴ - بختی نه کزو نصیب جز غم یابم
بختی نه کزو نصیب جز غم یابم
روزی نه که در جهان دو همدم یابم
شادی مگر از جهان برونست از آنک
هرچند که بیش جویمش کم یابم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۵ - من غره به گفتار محال تو شدم
من غره به گفتار محال تو شدم
زان روی سزای گوشمال تو شدم
وین طرفه که آزمود صد بار ترا
هم باز به عشوه در جوال تو شدم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۶ - دی کرد وداع بر جناح سفرم
دی کرد وداع بر جناح سفرم
تا دست فراق کرد زیر و زبرم
او می‌شد و جان نعره همی زد ز پی‌اش
آهسته ترک تاز که من بر اثرم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۷ - روزی که به حیلت به شب تیره برم
روزی که به حیلت به شب تیره برم
می‌گویم شکر و باز پس می‌نگرم
بنگر که ز عمر در چه خون جگرم
تا روز گذشته را غنیمت شمرم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۸ - زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
زلف تو دلم برد و به جان در خطرم
گیرم که ز بیم پی به زلفت نبرم
باری دمی از زیر کله بیرون کن
چندان که ز دور در دل خود نگرم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۹ - سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
سودای تو بیرون شده یکسر ز سرم
وز کوی تو ببرید خرد رهگذرم
دست طلب تو باز در کوفت درم
تا با سر کار برد بار دگرم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۰ - چون روی ندارم که به رویت نگرم
چون روی ندارم که به رویت نگرم
باری به سر کوی تو بر می‌گذرم
در دیده کشم ز آرزوی رخ تو
گردی که زکوی تو به دامن سپرم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۱ - ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم
ای دل ز فلک چرا نیوشی آزرم
هم با دم سرد ساز و با گریهٔ گرم
دلبر ز تو وز ناله کجا گردد نرم
آن را که هزار دیده باشد بی‌شرم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۲ - آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
آخر ز تو چون روی به خون تر دارم
در عشق ز هیچ روی باور دارم
بردار ز روی پرده ورنه پس از این
من پرده ز روی راز دل بردارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۳ - از غم صدف دو دیده پر در دارم
از غم صدف دو دیده پر در دارم
وز حادثه پوستین به گازر دارم
دردا که تهی دامنم از زر درست
وز دست شکسته آستین پر دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۴ - در کوی غمت هزار منزل دارم
در کوی غمت هزار منزل دارم
وز دست تو پای صبر در گل دارم
در راه تو کار سخت مشکل دارم
دل نیست پدید و صد غم دل دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۵ - راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
ورنه غم و محنت تو چندان دارم
گویی که ز دل نداریم دوست همی
آری ز دلت ندارم از جان دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۶ - نه در غم عشق یار یاری دارم
نه در غم عشق یار یاری دارم
نه همنفسی نه غمگساری دارم
بس خسته نهان و آشکاری دارم
یارب چه شکسته بسته کاری دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۷ - ای دل ز وصال تو نشانی دارم
ای دل ز وصال تو نشانی دارم
وی جان ز فراق تو امانی دارم
بیچاره تنم همه جهان داشت به تو
واکنون به هزار حیله جانی دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۸ - من با تو که عشق جاودانی دارم
من با تو که عشق جاودانی دارم
یک مهر و هزار مهربانی دارم
با من صنما چو زندگانی نکنی
من بی‌تو بگو چه زندگانی دارم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۰۹ - نام تو نویسم ار قلم بردارم
نام تو نویسم ار قلم بردارم
کوی تو گذارم چو قدم بردارم
جز روی تو را نبینم ای جان جهان
در عمر خود ار دیده ز هم بردارم