تعداد ۹۶۸۸ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۰۱ - تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
شاخ گل است زخم نمایان به چشم من
گشته است از نظاره آن سرو جامه زیب
سوهان روح، سرو گلستان به چشم من
صبح دگر شود ز پی خواب غفلتم
خالی اگر کنند نمکدان به چشم من
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۳۷ - ای غنچه زر خرید گلستان بوی تو
ای غنچه زر خرید گلستان بوی تو
خورشید خانه زاد شبستان موی تو
سرگشتگی و تیره سرانجامی مرا
غیر از خط سیاه که آرد به روی تو؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۳۸ - در مجلس شراب رخ شرمگین مجو
در مجلس شراب رخ شرمگین مجو
از جویبار شعله گل کاغذین مجو
مجنون به پای ناقه لیلی نهاد روی
رنگ ادب ز لاله صحرانشین مجو
از آفتاب، صلح به روز سیاه کن
نقشی که بر مراد بود زین نگین مجو
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۴۱ - دستی که ریزشی نکند زیر خشت به
دستی که ریزشی نکند زیر خشت به
از کعبه ای که فیض نبخشد کنشت به
هر سطر، روزنامه آشفته خاطری است
گیسوی ماتمی ز خط سرنوشت به
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۵۵ - غافل ز سیر عالم انوار مانده ای
غافل ز سیر عالم انوار مانده ای
در عقده بزرگی دستار مانده ای
گم کرده ای چو شعله ره بازگشت خویش
در زیر دست و پای خس و خار مانده ای
شبنم به آفتاب رسانید خویش را
در دام رنگ و بو چه گرفتار مانده ای؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۵۶ - در گریه چشم افشک فشان را ندیده ای
در گریه چشم افشک فشان را ندیده ای
فصل بهار لاله ستان را ندیده ای
ای عندلیب این همه تعریف گل مکن
تو حسن نیمرنگ خزان را ندیده ای
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۵۷ - آسوده ای که لطف نمایان ندیده ای
آسوده ای که لطف نمایان ندیده ای
آن سینه را ز چاک گریبان ندیده ای
از شوخی نگاه در آن چشم غافلی
در قطره چار موجه طوفان ندیده ای
از شست غمزه ناوک مشکین نخورده ای
در گرد سرمه جنبش مژگان ندیده ای
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۵۸ - زهاد را به حلقه رندان چه می بری؟
زهاد را به حلقه رندان چه می بری؟
این خار خشک را به گلستان چه می بری
جنت به چشم مرده دلان نخل ماتمی است
زهاد را به سیر گلستان چه می بری؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۵۹ - ای فتنه از سپاه تو تیری ز ترکشی
ای فتنه از سپاه تو تیری ز ترکشی
از خنده تو شور قیامت نمکچشی
میدان بی قراری ما را کنار نیست
دل یک سپندو عشق تو دریای آتشی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۰ - صبر مرا حواله به سیماب می کنی
صبر مرا حواله به سیماب می کنی
دلداری سفینه به گرداب می کنی
ما همچو داغ لاله سیه روزگار و تو
سیر سمن فشانی مهتاب می کنی
بیدار می کنند به آواز بوسه ات
در دامن فرشته اگر خواب می کنی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۹ - ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
چون آه صبحگاه به قلب جگر زدن
در خامشی گریز ز گفتار، زان که هست
آن گل به جیب ریختن، این گل به سر زدن
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۰ - اول علاج ما به نگاه کشند کن
اول علاج ما به نگاه کشند کن
آنگاه غیر را هدف نوشخند کن
از صد یکی به سوز نهانی نمی رسد
ای کمتر از سپند، صدایی بلند کن
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۱ - خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن
خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن
آیینه هست، بر نگه خود ستم مکن
عشق است و صد هزار غم عافیت گداز
تاب جفا نداری بر خود ستم مکن
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۷۲ - تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
شاخ گل است زخم نمایان به چشم من
گشته است از نظاره آن سرو جامه زیب
سوهان روح، سرو گلستان به چشم من
صبح دگر شود ز پی خواب غفلتم
خالی اگر کنند نمکدان به چشم من
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵ - از دست کار رفته بود پیش، کار ما
از دست کار رفته بود پیش، کار ما
در برگریز جوش زند نوبهار ما
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۶ - گردون سنگدل نبود مرد جنگ ما
گردون سنگدل نبود مرد جنگ ما
پروای تیغ کوه ندارد پلنگ ما
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۷ - زد غوطه بس که در تن خاکی روان ما
زد غوطه بس که در تن خاکی روان ما
گردید رفته رفته زمین آسمان ما
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۹۳ - رخسار آتشین نپذیرد نقاب را
رخسار آتشین نپذیرد نقاب را
می سوزد آفتاب قیامت سحاب را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۹۴ - گردد دو نیم، دل ز گلستان ملول را
گردد دو نیم، دل ز گلستان ملول را
تیغ دو دم بود لب خندان ملول را
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۹۵ - خال تو سوخت جان من غم سرشته را
خال تو سوخت جان من غم سرشته را
آه است خوشه، دانه آتش برشته را