عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۴۲ - تحویل کنم نام خود از دفتر عشق
تحویل کنم نام خود از دفتر عشق
تا باز رهم من از بلا و سر عشق
نه بنگرم و نه بگذرم بر در عشق
عشق آفت دینست که دارد سر عشق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۴۳ - جز تیر بلا نبود در ترکش عشق
جز تیر بلا نبود در ترکش عشق
جز مسند عشق نیست در مفرش عشق
جز دست قضا نیست جنیبت کش عشق
جان باید جان سپند بر آتش عشق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۴۴ - گویند که کرده‌ای دلت بردهٔ عشق
گویند که کرده‌ای دلت بردهٔ عشق
وین رنج تو هست از دل آوردهٔ عشق
گر بر دارم ز پیش دل پردهٔ عشق
بینند دلی به نازپروردهٔ عشق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۴۵ - کی بسته کند عقل سراپردهٔ عشق
کی بسته کند عقل سراپردهٔ عشق
کی باز آرد خرد ز ره بردهٔ عشق
بسیار ز زنده به بود مردهٔ عشق
ای خواجه چه واقفی تو از خردهٔ عشق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۴۶ - چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق
چشمی دارم ز اشک پیمانهٔ عشق
جانی دارم ز سوز پروانهٔ عشق
امروز منم قدیم در خانهٔ عشق
هشیار همه جهان و دیوانهٔ عشق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۴۷ - خورشید سما بسوزد از سایهٔ عشق
خورشید سما بسوزد از سایهٔ عشق
پس چون شده‌ای دلا تو همسایهٔ عشق
جز آتش عشق نیست پیرایهٔ عشق
اینست بتا مایه و سرمایهٔ عشق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۴۸ - آن روز که شیر خوردم از دایهٔ عشق
آن روز که شیر خوردم از دایهٔ عشق
از صبر غنی شدم به سرمایهٔ عشق
دولت که فگند بر سرم سایهٔ عشق
بر من به غلط ببست پیرایهٔ عشق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۴۹ - کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک
کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک
تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک
امروز شدی ز باد سردم بی‌باک
فردا کنم از دست تو بر تارک خاک
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۵۳ - هر چند شدم ز عش تو خوار و خجل
هر چند شدم ز عش تو خوار و خجل
در عشق به جز درد ندارم حاصل
از تو نکنم شکایت ای شمع چگل
کین رنج مرا هم از دل آمد بر دل
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۵۴ - ای عهد تو عهد دوستان سر پل
ای عهد تو عهد دوستان سر پل
از وصل تو هجر خیزد از عز تو دل
پر مشغله و میان تهی همچو دهل
ای یک شبه همچو شمع و یک روزه چو گل
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۵۵ - از گفتهٔ بد گوی تو چون هر عاقل
از گفتهٔ بد گوی تو چون هر عاقل
در کوشش خصم تو چو هر بی‌حاصل
خالی نکنم تا ننهندم در گل
سودای تو از دماغ و مهر تو ز دل
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۵۸ - در عشق تو خفته همچو ابروی توام
در عشق تو خفته همچو ابروی توام
زخمم چه زنی نه مرد بازوی توام
در خشم شدی که گفتمت ترک منی؟
بگذاشتم این حدیث، هندوی توام
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۵۹ - از روی عتاب اگر چه گویی سردم
از روی عتاب اگر چه گویی سردم
در صف بلا گرچه دهی ناوردم
روزی اگر از وفای تو برگردم
در مذهب و راه عاشقی نامردم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۶۰ - بسیار ز عاشقیت غمها خوردم
بسیار ز عاشقیت غمها خوردم
در هجر بسی شب که به روز آوردم
رنج دل و خون دیده حاصل کردم
گر جان برم از دست تو مرد مردم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۶۲ - هر بار ز دیده از تو در تیمارم
هر بار ز دیده از تو در تیمارم
تا بهره ز دیدار تو چون بردارم
ای یار چو ماه اگر دهی دیدارم
چون چرخ هزار دیده در وی دارم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۶۵ - در خوابگه از دل شب آتش بیزم
در خوابگه از دل شب آتش بیزم
چون خاکستر به روز ز آتش خیزم
هر گه که کند عشق تو آتش تیزم
چون شمع ز درد بر سر آتش ریزم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۶۶ - چون در غم آن نگار سرکش باشم
چون در غم آن نگار سرکش باشم
آب انگارم گر چه در آتش باشم
چون من به مراد آن پریوش باشم
گر قصد به کشتنم کند خوش باشم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۷۴ - ای بسته به تو مهر و وفا یک عالم
ای بسته به تو مهر و وفا یک عالم
مانده ز تو در خوف و رجا یک عالم
وی دشمن و دوست مر ترا یک عالم
خاری و گلی با من و با یک عالم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۷۶ - پر شد ز شراب عشق جانا جامم
پر شد ز شراب عشق جانا جامم
چون زلف تو درهم زده شد ایامم
از عشق تو این نه بس مراد و کامم
کز جملهٔ بندگان نویسی نامم
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۷۷ - یک بوسه بر آن لبان خندان نزنم
یک بوسه بر آن لبان خندان نزنم
تا بر پایت هزار چندان نزنم
گر جان خواهی ز بهر یک بوسه ز من
از عشق لب تو هیچ دندان نزنم