تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۵ - خورشید به زیر دام معشوقهٔ ماست
خورشید به زیر دام معشوقهٔ ماست
مه با همه حسن نام معشوقهٔ ماست
امروز جهان به کام معشوقهٔ ماست
عالم همه بانگ و نام معشوقهٔ ماست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۶ - بیرون جهان همه درون دل ماست
بیرون جهان همه درون دل ماست
این هر دو سرا، یگان یگان منزل ماست
زحمت همه در نهاد آب و گل ماست
پیش از دل و گل چه بود آن منزل ماست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۷ - روز از طلبت پردهٔ بیکاری ماست
روز از طلبت پردهٔ بیکاری ماست
شبها ز غمت حجرهٔ بیداری ماست
هجران تو پیرایهٔ غمخواری ماست
سودای تو سرمایهٔ هشیاری ماست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۸ - هر باطل را که رهگذر بر گل ماست
هر باطل را که رهگذر بر گل ماست
تو پنداری که منزلش در دل ماست
آنجا که نهاد قبلهٔ مقبل ماست
درد ازل و عشق ابد حاصل ماست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۹ - هجرت به دلم چو آتشی در پیوست
هجرت به دلم چو آتشی در پیوست
آب چشمم قوت او را بشکست
چون خواستم از یاد غمت گشتن مست
بگرفت مرا خاک سر کوی تو دست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۰ - دستی که حمایل تو بودی پیوست
دستی که حمایل تو بودی پیوست
پایی که مرا نزد تو آوردی مست
زان دست به جز بند ندارم بر پای
زان پای به جز باد ندارم در دست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۱ - تا زلف بتم به بند زنجیر منست
تا زلف بتم به بند زنجیر منست
سرگشته همی روم نه هشیار و نه مست
گویم بگرم زلف ترا هر چون هست
نه طاقت دل یابم و نه قوت دست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۲ - خواهم که به اندیشه و یارای درست
خواهم که به اندیشه و یارای درست
خود را به در اندازم ازین واقعه چست
کز مذهب این قوم ملالم بگرفت
هر یک زده دست عجز در شاخی سست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۳ - گفتم پس از آنهمه طلبهای درست
گفتم پس از آنهمه طلبهای درست
پاداش همان یکشبه وصل آمد چست
برگشت به خنده گفت ای عاشق سست
زان یکشبه را هنوز باقی بر تست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۴ - مستست بتا چشم تو و تیر به دست
مستست بتا چشم تو و تیر به دست
بس کس که به تیر چشم مست تو بخست
گر پوشد عارضت زره عذرش هست
از تیر بترسد همه کس خاصه ز مست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۵ - ای مه تویی از چهار گوهر شده هست
ای مه تویی از چهار گوهر شده هست
زینست که در چهار جایی پیوست
در چشم آبی و آتشی اندر دل
بر سر خاکی و بادی اندر کف دست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۶ - چون من به خودی نیامدم روز نخست
چون من به خودی نیامدم روز نخست
گر غم خورم از بهر شدن ناید چست
هر چند رهی اسیر در قبضهٔ توست
زین آمد و شد رضای تو باید جست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۷ - ای چون گل و مل در به در و دست به دست
ای چون گل و مل در به در و دست به دست
هر جا ز تو خرمی و هر کس ز تو مست
آنرا که شبی با تو بود خاست و نشست
جز خار و خمار از تو چه برداند بست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۸ - ای نیست شده ذات تو در پردهٔ هست
ای نیست شده ذات تو در پردهٔ هست
ای صومعه ویران کن و زنار پرست
مردانه کنون چو عاشقان می در دست
گرد در کفر گرد و گرد سر مست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۴۹ - لشکرگه عشق عارض خرم تست
لشکرگه عشق عارض خرم تست
زنجیر بلا زلف خم اندر خم تست
آسایش صدهزار جان یک دم تست
ای شادی آن دل که در آن دل غم تست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۵۰ - گیرم که چو گل همه نکویی با تست
گیرم که چو گل همه نکویی با تست
چون بلبل راه خوبگویی با تست
چون آینه خوی عیب جویی با تست
چه سود که شیمت دورویی با تست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۵۱ - محراب جهان جمال رخسارهٔ تست
محراب جهان جمال رخسارهٔ تست
سلطان فلک اسیر و بیچارهٔ تست
شور و شر و شرک و زهد و توحید و یقین
در گوشهٔ چشمهای خونخوارهٔ تست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۵۲ - امروز ببر زانچه ترا پیوندست
امروز ببر زانچه ترا پیوندست
کانها همه بر جان تو فردا بندست
سودی طلب از عمر که سرمایهٔ عمر
روزی چندست و کس نداند چندست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۵۳ - بر من فلک ار دست جفا گستردست
بر من فلک ار دست جفا گستردست
شاید که بسی وفا و خوبی کردست
امروز به محنتم از آن از سر و دست
تا درد همان خورد که صافی خوردست
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۵۴ - تا جان مرا بادهٔ مهرت سودست
تا جان مرا بادهٔ مهرت سودست
جان و دلم از رنج غمت ناسودست
گر باده به گوهر اصل شادی بودست
پس چونکه ز بادهٔ تو رنج افزودست