تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۵ - دوش از برِ من یار گریزان میرفت
دوش از برِ من یار گریزان میرفت
ناکرده صبوح صبح خیزان میرفت
صبح از لبِ او خنده زنان میآمد
شب از چشمم ستاره ریزان میرفت
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۶ - ای صبح اگر عزیمتِ خنده کنی
ای صبح اگر عزیمتِ خنده کنی
حالم چو جمالِ خویش فرخنده کنی
دایم چو تویی همدم عیسی در دم
تا بوکه دل مردهٔ من زنده کنی
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۷ - ای صبح هنوز ماهتاب است، مخند
ای صبح هنوز ماهتاب است، مخند
در شیشهٔ ما یقین شراب است، مخند
در تیغ نهاده‌ای قلم میخندی
چون جای تو تیغ آفتاب است، مخند
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۸ - ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری
ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری
یعنی نتوان گفت که پایان داری
ای صبح مرا جان به لب آمد امشب
آخر نَفَسی بزن اگر جان داری
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۹ - ای صبح دمی به خنده بگشای لبی
ای صبح دمی به خنده بگشای لبی
تا باز رهم من از چنین تیره شبی
چون از خورشید در دل آتش داری
گر درگیرد دَمِ تو نَبْوَد عجبی
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۰ - تا کی ز شبِ دراز گریان گردم
تا کی ز شبِ دراز گریان گردم
در تاریکی چو زلفِ جانان گردم
گر زنگی شب، چو صبح، خندان گردد
من چون زنگی سپید دندان گردم
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۱ - ای صبح! مدم، مخند و مپسند آخر
ای صبح! مدم، مخند و مپسند آخر
یک روز لب از خنده فرو بند آخر
من میگریم که امشبی روز مشو
تو بر دَمِ بامداد تا چند آخر
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۲ - ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی
ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی
بر عشرت ما خنده زدی بی دهنی
گر من بخرید می دمت از کاذب
بفروختیی همه جهان بر چو منی
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۳ - امشب ز دمیدن تو ترسم ای صبح
امشب ز دمیدن تو ترسم ای صبح
وز تیغ کشیدن تو ترسم ای صبح
چون در پس پرده یار با ما بنشست
از پرده دریدن تو ترسم ای صبح
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۴ - امشب که دمی هم نفس جانانم
امشب که دمی هم نفس جانانم
سرمایهٔ عمر این نفس میدانم
ای صبح، چو از دم آتش افزون گردد
گر در دمی، آتش بزنی در جانم
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۵ - امشب اگر از تو بی قراری نرود
امشب اگر از تو بی قراری نرود
از روز دگر سفیدکاری نرود
من زلف دراز تو به شب پیوندم
کز روی تو صبح را به یاری نرود
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۶ - امشب چه شود که لب ببندی ای صبح
امشب چه شود که لب ببندی ای صبح
درد من و یارم نپسندی ای صبح
چون بر سر ما شمع بسی میگرید
شاید که تو نیز برنخندی ای صبح
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۷ - ای چرخ ز دریوزهٔ تو میگریم
ای چرخ ز دریوزهٔ تو میگریم
وز خرقه پیروزهٔ تو میگریم
وی صبح چو بر همه جهان میخندی
از خندهٔ هر روزهٔ تو میگریم
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۸ - صبحا! ندمی تو تا که بندی نکنی
صبحا! ندمی تو تا که بندی نکنی
یک روز دوای دردمندی نکنی
چون شمع مرا گریهٔ هر شب بس نیست
گر هر روزیم ریشخندی نکنی
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۹ - امشب بر ماست آن صنمِ جان افروز
امشب بر ماست آن صنمِ جان افروز
ای صبح! مشو روز و مرا جان بمسوز
گرچه همه شب به لطف زاری کردم
هم بر دم بامدادی ای صبح امروز
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۳۰ - ای صبح!‌اگر تو یاریی خواهی کرد
ای صبح!‌اگر تو یاریی خواهی کرد
آنست که پرده داریی خواهی کرد
من خود ز سیه گری شب میترسم
تو نیز سفیدکاریی خواهی کرد
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۳۱ - ای صبح! امشب علاج دیگر نبرم
ای صبح! امشب علاج دیگر نبرم
گر دست به زلف آن سمن برنبرم
با هر سرِ موی او سری دارم من
چندین سر اگر تیغ کشی سر نبرم
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۳۲ - ای صبح! هزار پرده در پیش انداز
ای صبح! هزار پرده در پیش انداز
وان جمله بدین عاشق دل ریش انداز
امشب شب خلوت است ما را بمژول
هر تیغ که برکشی سر خویش انداز
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۳۳ - ای صبح! اگر بلندیت هست امشب
ای صبح! اگر بلندیت هست امشب
از بهر خدا که صبر کن پست امشب
تا دور ز رویت من سرمست امشب
در گردنِ مقصود کنم دست امشب
عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۳۴ - ای صبح! اگر طلوع خواهی کردن
ای صبح! اگر طلوع خواهی کردن
در کشتن من شروع خواهی کردن
حقا که اگر رنجه شوی ز آه دلم
از نیمهٔ ره رجوع خواهی کردن