عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰۳ - ممکن ز تو چون نیست که بردارم دل
ممکن ز تو چون نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل
گر من به غم تو نسپارم دل
دل را چکنم بهر چه میدارم دل
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰۵ - هم شاهد دیده‌ای و هم شاهد دل
هم شاهد دیده‌ای و هم شاهد دل
ای دیده و دل ز نور روی تو خجل
گویند از آن هر دو چه حاصل کردی
جز عشق ز عاشقان چه آید حاصل
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۱۲ - آنکس که به آب دیده‌اش میجویم
آنکس که به آب دیده‌اش میجویم
در جستن او روان چو آب جویم
امروز به گاه آمد و گفتا که سماع
نگذاشت که من دست نمازی شویم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۱۵ - آن وقت آمد که ما به تو پردازیم
آن وقت آمد که ما به تو پردازیم
مرجان ترا خانهٔ آتش سازیم
تو کان زری میان خاکی پنهان
تا صاف شوی در آتشت اندازیم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۱۶ - آنها که به پیش دلستان می‌کردم
آنها که به پیش دلستان می‌کردم
چون بد مستان دست فشان می‌کردم
هرچند ز روی لطف او خوش خندید
آخر بچه روی آنچنان می‌کردم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۱۷ - آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم
آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم
چون لطف خدا بیحد و اندازه شوم
صد بار خریده‌ای و من ملک توام
یکبار دگر بخر که تا تازه شوم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۲۱ - از بلبل سرمست نوائی شنوم
از بلبل سرمست نوائی شنوم
وز باد سماع دلربائی شنوم
در آب همه خیال یاری بینم
وز گل همه بوی آشنائی شنوم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۲۹ - از خویش خوشم نی نباشد خوشیم
از خویش خوشم نی نباشد خوشیم
از خود گرمم نه آب و نی آتشیم
چندان سبکم به عشق کاندر میزان
از هیچ کم آیم دو من ار برکشیم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۳۰ - از درد همیشه من دوا می‌بینم
از درد همیشه من دوا می‌بینم
در قهر و جفا لطف و وفا می‌بینم
در صحن زمین به زیر نه طاق فلک
بر هرچه نظر کنم تو را می‌بینم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۳۵ - از طبع ملول دوست ما می‌دانیم
از طبع ملول دوست ما می‌دانیم
وز غایت عاشقیش می رنجانیم
شرمنده و ترسنده نبرد راهی
تا راه حجاب ماست ما می‌رانیم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۳۷ - از عشق تو من بلند قد می‌گردم
از عشق تو من بلند قد می‌گردم
وز شوق تو من یکی به صد می‌گردم
گویند مرا بگرد او می‌گردی
ای بیخبران بگرد خود میگردم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۴۱ - افتاده مرا عجب شکاری چکنم
افتاده مرا عجب شکاری چکنم
واندر سرم افکنده خماری چکنم
سالوسم و زاهدم ولیکن در راه
گر بوسه دهد مرا نگاری چکنم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۴۹ - امشب که غم عشق مدامست مدام
امشب که غم عشق مدامست مدام
جام و می لعل با قوامست قوام
خون غم و اندیشه حلالست حلال
خواب و هوس خواب حرامست حرام
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۵۰ - امشب که مه عشق تمامست تمام
امشب که مه عشق تمامست تمام
دلدار فرو کرده سر از گوشهٔ بام
امشب شب یاد است و سجود است و قیام
چون باده و می خواب حرامست حرام
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۵۲ - امشب همه شب نشسته اندر حزنم
امشب همه شب نشسته اندر حزنم
فردا بروم مناره را کارد زنم
خشم آلودست اگرچه با ماست صنم
در چاه رسیده‌ام ولی بی‌رسنم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۵۴ - انگورم و در زیر لگد می‌گردم
انگورم و در زیر لگد می‌گردم
هر سوی که عشق می‌کشد می‌گردم
گفتیکه به گرد من چرا می‌گرد
گرد تو نیم به گرد خود می‌گردم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۵۸ - ای جان و جهان، جان و جهان گم کردم
ای جان و جهان، جان و جهان گم کردم
ای ماه زمین و آسمان گم کردم
می بر کف من منه بنه بر دهنم
کز مستی تو راه دهان گم کردم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۷ - با درد بساز چون دوای تو منم
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۶۹ - بازآمد و بازآمد ره بگشائیم
بازآمد و بازآمد ره بگشائیم
جویان دلست دل بدو بنمائیم
ما نعره‌زنان که آن شکارت مائیم
او خنده کنان که ما ترا میپائیم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷۰ - با سرکشی عشق اگر سرد آرم
با سرکشی عشق اگر سرد آرم
بالله به سوگند که بس سر دارم
روزیکه چو منصور کنی بردارم
هردم خبری آرد از آن سردارم