تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۳ - در کوی توام پای تمنا نرود
در کوی توام پای تمنا نرود
من سعی بسی کنم ولی پا نرود
خواهم که ز کویت روم اما چه کنم
کاین بیهده گرد پا دگر جا نرود
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۴ - تا پای کسی سلسله آرا نشود
تا پای کسی سلسله آرا نشود
او را سر قدر آسمان سا نشود
باز ار نشود صید و نیفتد در قید
او را به سر دست شهان جا نشود
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۵ - در صیدگهت که جان طربساز آید
در صیدگهت که جان طربساز آید
سیمرغ اسیر چنگل بازآید
هر جا که صدای طبل باز تو رسد
صد مرغ دل از شوق به پرواز آید
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۶ - ازدیده ز رفتن تو خون می‌آید
ازدیده ز رفتن تو خون می‌آید
بر چهره سرشک لاله گون می‌آید
بشتاب که بی تو جان ز غمخانهٔ تن
اینک به وداع تو برون می‌آید
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۷ - خوش آن که ره عشق بتی پیماید
خوش آن که ره عشق بتی پیماید
برخاک رهش روی ارادت ساید
یک سو نظرش که غیر پیدا نشود
دل در طرفی که یار کی می‌آید
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۸ - تا شکل هلال گردد از چرخ پدید
تا شکل هلال گردد از چرخ پدید
کز بهر در شادی عید است کلید
روز وشب عمر بی زوالت بادش
مستلزم اجر روزه و شادی عید
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۹ - نوروز شد و بنفشه از خاک دمید
نوروز شد و بنفشه از خاک دمید
بر روی جمیلان چمن نیل کشید
کس را به سخن نمی‌گذارد بلبل
در باغ مگر غنچه به رویش خندید
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۰ - آهنگ سفر می‌کند آن ماه عذار
آهنگ سفر می‌کند آن ماه عذار
ای جان که نفس گیر شدی ناله برآر
در محملش آویز دلا همچو جرس
وزناله و فریاد زبان باز مدار
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۱ - یارب که در این دایرهٔ دیر مدار
یارب که در این دایرهٔ دیر مدار
باشی ز چنان زندگیی برخوردار
کایام شریف عیدش ار جمع کنند
سد عمر ابد به هم رسد بلکه هزار
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۲ - دانی شاها که مهر فرخنده اثر
دانی شاها که مهر فرخنده اثر
تحویل حمل نمود و بودش چه نظر
تا روز نشاطت که به گلشن گذرد
هرروز فزونتر بود از روز دگر
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۳ - ای صیت معالجات تو عالم گیر
ای صیت معالجات تو عالم گیر
و آوازه تو کرده جهان را تسخیر
یارب که جدا مباد تا عالم هست
صحت ز تنت چو نور از بدر منیر
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۴ - آن شمع که دوش بود تب تا سحرش
آن شمع که دوش بود تب تا سحرش
صحت پی رفع تب در آمد ز درش
تب از بدنش راه‌گریزی می‌جست
فصاد جهاند از ره نیشترش
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۵ - ای منشاء دانایی و ای مایه هوش
ای منشاء دانایی و ای مایه هوش
بفرست از آن که تا سحر خوردم دوش
بسیار نه ، کم نه، آن قدر بخش که من
هشیار نگردم و نمانم مدهوش
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۶ - ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاع
ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاع
رفتی و جدا زان رخ خورشید شعاع
هیهات که جان وداع تن کرد و نداد
چندان مهلت که تن شتابد به وداع
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۷ - فن تو و سد هزار برهان کمال
فن تو و سد هزار برهان کمال
شغل من و یک جهان خیالات محال
تو منزوی مدرسهٔ عالی فضل
من بیهده گرد راست بازار خیال
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۸ - در نامه رقم ز خانه‌ای یافته‌ام
در نامه رقم ز خانه‌ای یافته‌ام
وز عنبر تر شمامه‌ای یافته‌ام
از شوق دمی هزار بارش خوانم
گویی تو که گنج نامه‌ای یافته‌ام
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۴۹ - تا کار جهان به کام کس نیست مدام
تا کار جهان به کام کس نیست مدام
عیش تو مدام باد و کار تو تمام
در مجلس عشرت تو غم خوردن دهر
یارب که بود چو روزه در عید حرام
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۵۰ - تا در ره عشق آشنای تو شدم
تا در ره عشق آشنای تو شدم
با سد غم و درد مبتلای تو شدم
لیلی‌وش من به حال زارم بنگر
مجنون زمانه از برای تو شدم
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۵۱ - امشب همه شب ز هجر نالان بودم
امشب همه شب ز هجر نالان بودم
با بخت سیه دست و گریبان بودم
قربان شومت دی به که همره بودی
کامشب همه شب به خویش گریان بودم
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۵۲ - از آبله‌ای تازه گل باغ ارم
از آبله‌ای تازه گل باغ ارم
حاشا که شود طراوت روی تو کم
نی جوهر حسن لاله است از ژاله
نی زیور خوبی گل است از شبنم