تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۸ - کوهی که بر او بلا ببارند منم
کوهی که بر او بلا ببارند منم
تیغی که به دست غم سپارند منم
شیری که برون نمی گذارند منم
خواری که نکو نگاه دارند منم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۴۹ - امروز ز هر دوست گزندی دارم
امروز ز هر دوست گزندی دارم
واندر هر کنج دردمندی دارم
در هر نفسی ز چرخ پندی دارم
در پای کسان چو پیل بندی دارم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۰ - از عشق تو در چشم خرد میل زدم
از عشق تو در چشم خرد میل زدم
پس دست به تسبیح و به تهلیل زدم
بر فرقت تو چو طبل تحویل زدم
من دست به جای جامه بر نیل زدم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۱ - بونصر من ار عاشق ایام توام
بونصر من ار عاشق ایام توام
از چرخ همیشه طالب کام توام
چون نام خودم از تو و با نام توام
خود روی نیم نهال انعام توام
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۲ - گفتم شکرت به خلق کیهان گویم
گفتم شکرت به خلق کیهان گویم
چون تنهایم همی به یزدان گویم
تا جان دارم شکر تو از جان گویم
تا بازپسین نفس همه آن گویم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۳ - جز در غم عشق تو سفر می نکنم
جز در غم عشق تو سفر می نکنم
جز بر سر کهسار گذر می نکنم
در عشق تو جز به جان خطر می نکنم
گر من زاغم چرا حذر می نکنم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۴ - من به الم ای صنم گرفتار نیم
من به الم ای صنم گرفتار نیم
ور می باشم به رنج و پندار نیم
یارست مرا غم تو بی یار نیم
جان می کنم از هجر تو بیکار نیم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۵ - گر تیز به روی خوب تو درنگرم
گر تیز به روی خوب تو درنگرم
ترسم که ز دست خصم تو جان نبرم
در عشق دم شیر عرین می سپرم
در جمله نگه کن که چه دیوانه سرم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۶ - هر یک چندی به قلعه ای آرندم
هر یک چندی به قلعه ای آرندم
اندر سمجی کنند و بسپارندم
شیرم که به دشت و بیشه نگذارندم
پیلم که به زنجیر گران دارندم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۷ - صالح دل اگر به جای جامه بدرم
صالح دل اگر به جای جامه بدرم
شاید که همی خون شود از غم جگرم
در دیده من از مرگ تو خونها دارم
بر مرگ تو تا به مرگ خونها بخورم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۸ - بر روی تو مهربان و دلسوز منم
بر روی تو مهربان و دلسوز منم
پیش تو به مهرگان و نوروز منم
بر لشگر هجران تو پیروز منم
سر دفتر عاشقان امروز منم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۵۹ - گنجی که ز پیش آن بجستند منم
گنجی که ز پیش آن بجستند منم
کوهی که به غم فرو شکستند منم
پیلی که به زخمیش بخستند منم
شیری که به بازیش ببستند منم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۰ - نه از همه خلق حق گزاری دارم
نه از همه خلق حق گزاری دارم
نه نیز به حبس غمگساری دارم
از آهن بر دو پای ماری دارم
ناخوش عمری و روزگاری دارم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۱ - گر حور بود بدان که نازش نکشم
گر حور بود بدان که نازش نکشم
کوته کنم این قصه درازش نکشم
آن کز من باز شد فرازش نکشم
وآن کو ماند فراز بازش نکشم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۲ - از آتش دل همیشه اندر تابم
از آتش دل همیشه اندر تابم
وز اشک دو دیده غرقه اندر آبم
در آتش و آب خواب شب کی یابم
ترسم چو چراغ مرگ باشد خوابم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۳ - ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم
ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم
خاری و گلی با من و با یک عالم
در بسته به تو مهر و وفا یک عالم
مانده ز تو در خوف و رجا یک عالم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۴ - هرگه که به پیراهن تو درنگرم
هرگه که به پیراهن تو درنگرم
از رشک و حسد پیرهن خود بدرم
از جامه بهرمان تو رشک برم
کو بربر تست و بر برت نیست برم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۵ - دلخسته چشم ناوک انداز توام
دلخسته چشم ناوک انداز توام
جان بسته چنگ بلبل آواز توام
مولا و غلام کشی و ناز توام
من رنجه ز موی بند غماز توام
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۶ - در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
چون خاکستر هر روز ز آتش خیزم
هر گه که کند عشق تو آتش تیزم
چون شمع ز درد بر سر آتش ریزم
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۶۷ - شب ز انده تو همی نیاید خوابم
شب ز انده تو همی نیاید خوابم
بر جامه ز غم چو گوی در طبطابم
من گاه در آتش و گه اندر آبم
سنگم که به من هر چه رسد در یابم