تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵ - گر چه خوش نیست حالت ناخوش ما
گر چه خوش نیست حالت ناخوش ما
درد سر ماست این دل سر کش ما
با اتش غم چو شمع دل خوش کردیم
کآبیست ز سر گذشته این آتش ما
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶ - در باغ بین زگونه گون برگ و نوا
در باغ بین زگونه گون برگ و نوا
زان برگ و نوا آرزوی طبع روا
برخیز و بیا و میوه از شاخ بخور
گر خورده نیی ز دیگ چوبین حلوا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷ - رشک آیدم ای دوست که با تو هر شب
رشک آیدم ای دوست که با تو هر شب
هر رومی و هندوی نشیند بطرب
گه چنگ سپید را نهی رخ بر رخ
گه نای سیاه چرده را لب بر لب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۸ - داری ز پی چشم بد ای درّ خوشاب
داری ز پی چشم بد ای درّ خوشاب
یک نرگس ناشکفته در زیر نقاب
وین از همه طرفه تر که از بادۀ حسن
یک چشم تو مستت ودگر چشم خواب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۹ - ماییم نهاده سر بفرمان شراب
ماییم نهاده سر بفرمان شراب
جان کرده فدای لب خندان شراب
هم دست بجان آمد از ساغر می
هم بر لب ساغر آمده جان شاب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۰ - چشم تو همی داشت دلم را بعذاب
چشم تو همی داشت دلم را بعذاب
گفتم بلب که کار ایشان دریاب
نرمک نرمک لعل توام داد جواب
عاقل نکند میانجی مست و خراب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۱ - چون مردمک دیده ام ای در خوشاب
چون مردمک دیده ام ای در خوشاب
با آنکه بود بخشش من گوهر ناب
از دور اگرم قرص خور آید در چشم
از غایت حرص بر دهان آرم آب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۲ - گفتم که مرا وصل تو نفزاید آب
گفتم که مرا وصل تو نفزاید آب
هجران توأم ز دیده نگشاید آب
خندان خندان گفت که نتوان دانست
باشد که بجوی رفته باز آید آب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۳ - وقتست که پر زچین شود طرّۀ آب
وقتست که پر زچین شود طرّۀ آب
از نعرۀ تندر برود زهرۀ آب
از قطرۀ آب آتش گل بدمد
وز آتش لاله در چکد قطرۀ آب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴ - کام همه ناله و خروشست امشب
کام همه ناله و خروشست امشب
نه صبر پدیدست و نه هوشست امشب
دوشم خوش بود ساعتی پنداری
کفارت خوش دلی دو شست امشب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵ - هستم ز وصال دوست دلشاد امشب
هستم ز وصال دوست دلشاد امشب
وز غصۀ هجر گشته آزاد امشب
با یار نشسته و بغم می گویم
یا رب که کلید صبح گم باد امشب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۶ - ای دل چو رسید روز اومید بشب
ای دل چو رسید روز اومید بشب
هیچت ناید زوصل آن شیرین لب
زان پیش که تیره گرددت دیده ز اشک
باری دگری بروشنایی بطلب
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۷ - شاها همه کار تو زهم طرفه ترست
شاها همه کار تو زهم طرفه ترست
در عقد ظفر نثار تیغ تو سرت
پیوند گرفت با جگر گوشة خصم
آن قطرة آبی که ز صلب کمرست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۸ - بر لاله ز عارض تو هر دم ز نخست
بر لاله ز عارض تو هر دم ز نخست
پیش زنخت برگ سمن هم ز نخت
تا خوشی ز نخی تو زنخی خوش می زن
کین خوبی تو چو کار عالم زنخست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹ - آزرده چو شد ز زخم نشتر دستت
آزرده چو شد ز زخم نشتر دستت
از کردۀ غمزه برد کیفر دستت
گر چشمۀ خون گشت روان بر دستت
نشگفت چو باشد دلم اندر دستت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰ - گر خسته دل مرا بر آری حاجت
گر خسته دل مرا بر آری حاجت
پیروز شوی بر آنچه داری حاجت
در محنت بنده یار ایّام مشو
کورا با من نیست بیاری حاجت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۱ - از بس که تنم ز آتش دل بگداخت
از بس که تنم ز آتش دل بگداخت
نتوان تنم از شمع همی باز شناخت
زین بیش مرا مسوز جانا که چو شمع
هر شب تنی از موم نمی شاید ساخت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۲ - آن دل که بر اتش غمت صد ره سوخت
آن دل که بر اتش غمت صد ره سوخت
از پهلوی من همه غم و درد اندوخت
خون گشت و همی رود ز چشمم همه روز
این شب روی اندر سر زلفت آموخت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۳ - شاها چوبداد داد هر کس دادت
شاها چوبداد داد هر کس دادت
داد طرب امروز بباید دادت
عالم بزبان سوسن آزادت
می گوید: نو روز مبارک بادت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۴ - خواهی که هنر و ران نکودارندت
خواهی که هنر و ران نکودارندت
با مونس روزگار بگذارندت
هان تا ندهی کتاب خود را بکسان
ور نیز گروهای زرین آرندت