تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۵ - اقطاع طرب در نظر ساغر ماست
اقطاع طرب در نظر ساغر ماست
سر سبزی عیش در سر ساغر ماست
بیمست که از فروغ می لعل شود
پیروزه که طرف کمر ساغر ماست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۶ - از هر چه بدو میل دل غافل ماست
از هر چه بدو میل دل غافل ماست
جز حیرت و حسرت چه دگر حاصل ماست؟
سبحان الله همه خوشیهای جهان
گویی که ز بهر ناخوشی دل ماست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۷ - زلف سیهت که آشیان دل ماست
زلف سیهت که آشیان دل ماست
شوریده و آشفته بسان دل ماست
اورا پس از این ، گرچه زیان دل ماست
بر باد مده خان و مان دل ماست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۸ - ای هست وزنیست برتر اندیشۀ ماست
ای هست وزنیست برتر اندیشۀ ماست
زان سوی جهان جسم و جان بیشۀ ماست
پوشیده برهنه ایم و گریان خندان
زین روی چو شمع شب روی پیشۀ ماست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۹ - آتش که بطبع جان کداز آمده است
آتش که بطبع جان کداز آمده است
وز روی نهاد سرفراز آمده است
میخواست که بر دل منش دست بود
بنگر بکدام دست باز آمده است
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۰ - امروز مرا ز چشم بارندگی است
امروز مرا ز چشم بارندگی است
تا شب زدلم رنج و پراکندگی است
نه فسق خوش و نه لذت بندگی است
پس مرگ چه باشد اگر این زندگی است؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۱ - هر لحظه دل اندر هوسی نتوان بست
هر لحظه دل اندر هوسی نتوان بست
دل در هوسی هر نفسی نتوان بست
یکباره دلم شکسته شد در ره عشق
و آن دل که شکست در کسی نتوان بست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۲ - رنگ رخ زر ز سکّۀ دولت تست
رنگ رخ زر ز سکّۀ دولت تست
خون در رگ کان ز جودیی منّت تست
در مدح تو همچو پسته ام چرب زبان
تا مغز در استخوانم از نعمت تست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۳ - زلف تو که در سیه گری چا کرتست
زلف تو که در سیه گری چا کرتست
گویی که ز مشک افسری بر سر تست
سر بر زانو چرا نها دست چو من؟
آخر نه بناز روز و شب در بر تست؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۴ - چشم تو که بیماری او ننهفتست
چشم تو که بیماری او ننهفتست
در خیره کشی طاق فلک را جفتست
معذور بود زلف تو گرآشفتست
زیرا که دو بیمار عزیزش خفتست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۵ - از روی تو زلف پاره یی بگرفتست
از روی تو زلف پاره یی بگرفتست
هر حلقه ازو کناره یی بگرفتست
وان خال سیاه بر رخت پنداری
در پیکر مه ستاره یی بگرفتست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۶ - ای آنکه زمانه کمترین بندۀ تست
ای آنکه زمانه کمترین بندۀ تست
خورشید غلام رای درخشنده تست
این زرّ پراگنده ز جودت همه جای
گرد امده ازجود پراگندۀ تست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۷۷ - فاجابه
خورشید غلام رای درخشندهٔ تست
هر کوست خداوند هنر بندهٔ تست
جویای کمالند بجان اهل هنر
و آنگاه بجان کمال جویندهٔ تست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۸ - خون خوارۀ مهربان غمزه تست
خون خوارۀ مهربان غمزه تست
مرد افگن و مست و ناتوان غمزۀ تست
بیمار که جان دهد فراوان هستند
بیمار که جان ستاند آن غمزۀ تست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۹ - چون تیغ زند اجل سپرها هیچست
چون تیغ زند اجل سپرها هیچست
وین حشمت و جاه و مال و زرها هیچست
چندانکه بد و نیک جهان می بینم
نیکست که نیکست، دگرها هیچست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۰ - اشکم که ز خون این دل ناشادست
اشکم که ز خون این دل ناشادست
از بی آبی ز چشم من افتادست
مگذار که بر خاک درت می غلتد
آخر نه چنانکه هست مردم زادست؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۱ - آتش که همه دلی ازو ناشادست
آتش که همه دلی ازو ناشادست
بنیاد سرافرازی او بر بادست
سوز دل من گرفت او را که چنین
در دست چو تو سنگ دلی افتادست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۲ - گر مهرۀ ما از تو جدا افتادست
گر مهرۀ ما از تو جدا افتادست
این نیز هم از طالع ما افتادست
داری لب و دندان و دهانی شیرین
تلخیّ زبانت از کجا افتادست؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳ - آن غنچۀ گل نگر چه چست افتادست
آن غنچۀ گل نگر چه چست افتادست
بر داشته آخر و نخست افتادست
دی روی چنان فراهم آورده دژم
و امروز چنین ز خنده ست افتادست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴ - در پای تو دل گرچه زبون افتادست
در پای تو دل گرچه زبون افتادست
در جستن وصل بین که چون افتادست
شمعم که مرا آب ز سر بگذشتست
وز تشنگیم زبان برون افتادست