تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۴۵ - آن شاخ سمن که روی خندان دراد
آن شاخ سمن که روی خندان دراد
می نتواند که سیم پنهان دارد
وان غنچۀ تنگ خولب آورده بهم
زر تعبیه در جامۀ خلقان دارد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۴۶ - لعل تو ز لطف صورت جان دارد
لعل تو ز لطف صورت جان دارد
خطت صفت مهر سلیمان دارد
وین طرفه که با مهر سلیمان زلفت
دیویست که باد را بفرمان دارد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۴۷ - شاخ ارز شکوفه شکل پروین دارد
شاخ ارز شکوفه شکل پروین دارد
آن هم ز سرشک من غمگین دارد
از ناله من کوه بدان سنگ دلی
از لاله بدامن دل خونین دارد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۴۸ - گر دیدۀ نرگس نه سبل می دارد
گر دیدۀ نرگس نه سبل می دارد
بینایی او چرا خلل می دارد؟
بید ارنه سر خلاف دارد در باغ
از بهر چه گربه در بغل می دارد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۴۹ - شب گر چه ز روشنی جدایی دارد
شب گر چه ز روشنی جدایی دارد
او را دو طرف بروشنایی دارد
بیگانه ز حال دل منم ورنه دلم
دیریست که با تو آشنایی دارد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۰ - هر سال شکوفه سیم چندان بارد
هر سال شکوفه سیم چندان بارد
کاندر همه کیسه یک درم نگذارد
گل زر ز برای آن همی گرد آرد
کو پیرهنی دریده عمری دارد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۱ - گفتم که چو مست شد مرا ناز آرد
گفتم که چو مست شد مرا ناز آرد
گر بوسه زنم برایگان بگذارد
افسوس که همچو نرگس آن بینایی
مست است و هنوز چشم زر می دارد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۲ - چون رنگ رخ تو گل ببازار آرد
چون رنگ رخ تو گل ببازار آرد
در شهر بسی شور پدیدار آرد
گر یاد قدت کنم بر سرو سهی
از شوق چو گلبن همه دل بار آرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۳ - عشق تو گرم چه غم فراوان آرد
عشق تو گرم چه غم فراوان آرد
نندیشم اگر هزار چندان آرد
یا کار غمت بسر برم مردانه
با عشق تو روز من بپایان آرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۴ - زلفت که دلم را بفغان می آرد
زلفت که دلم را بفغان می آرد
از دل سیهی مرا بجان می آرد
هر کجا که حدیثی ز درازی گویند
او سر ز فضولی بمیان می ارد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۵ - مهر تو نشان آب و گل می ببرد
مهر تو نشان آب و گل می ببرد
رخسار تو رونق چگل می ببرد
وان هندوی زلفت تو بچابک دستی
ناگه زمیان چشم دل می ببرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۶ - نام تو مرا چو بر زبان می گذرد
نام تو مرا چو بر زبان می گذرد
صد چشمۀ نوش در دهان می گذرد
گفتی که چگونه می گذاری بی من؟
ناگفته بهست قصه ، هان می گذرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۷ - می پنبۀ عقل هرزه گو داند کرد
می پنبۀ عقل هرزه گو داند کرد
می چارۀ درد دل نکو داند کرد
تو می خور و کار غم بدو باز گذار
کین خدمت غم بشرط او داند کرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۸ - دیوان بگناه تو سفید باید کرد
دیوان بگناه تو سفید باید کرد
وز بهر تو دین و دل تبه باید کرد
تا حاصلش آن بود که از دور مرا
دزدیده بروی تو نگه باید کرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۵۹ - با غنچه صبا چو دست اندر کش کرد
با غنچه صبا چو دست اندر کش کرد
بشکفت ز شرم و چهره چون آتش کرد
دانست که نورسیده و ساده دلست
او را بدوسه قراضه زر دلخوش کرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۰ - چشم تو اگر نظر بغمخواران کرد
چشم تو اگر نظر بغمخواران کرد
مستست و لیک کار هشیاران کرد
انصاف بجای خویشتن کرد همه
گر مردمیی بجای بیماران کرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۱ - بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد
بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد
چون بتوان کرد صبر، چون نتوان کرد؟
با خون دلم مهر تو آمیخت چنانک
بی خون دلش ز دل برون نتوان کرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۲ - دل خوی فراقفای غم خوردن کرد
دل خوی فراقفای غم خوردن کرد
در بندگیت هر چه توان کردن کرد
تا داشت رگی در تن و خونی در رگ
خدمت چو صراحی برگ گردن کرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۳ - یارم ز جفا هیچ رها کرد؟ نکرد
یارم ز جفا هیچ رها کرد؟ نکرد
یک وعده که فرمود وفا کرد ؟ نکرد
هر تیر که چشم مستش انداخت بمن
گویی بخطا یکی خطا کرد؟ نکرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۴ - امسال بهار رسم دیگر گون کرد
امسال بهار رسم دیگر گون کرد
مستخر جیش باد صبا بین چون کرد
بر شاخ شکوفه را کشید اندر چوب
تا هر درمی که داشت زو بیرون کرد