تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۵ - تا این دل محنت زده آهنگ تو کرد
تا این دل محنت زده آهنگ تو کرد
جان در سر کار رخ گل رنگ تو کرد
خود می داند که تنگ روزیست دلم
زان روی طمع در دهن تنگ تو کرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۶ - با من سر زلفش ار پریشانی کرد
با من سر زلفش ار پریشانی کرد
دوشم لب او ببوسه مهمانی کرد
لب بر لب من نهاد و در خواب شدم
گفتا تو شکر خواب چنین دانی کرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۷ - آن غنچۀ گل که طبع خرّم آورد
آن غنچۀ گل که طبع خرّم آورد
در دیدۀ نازنین را از آن نم آورد
کامروز صباش بریکی دم آورد
برگی که بخون دل فراهم آورد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۸ - خون دل من بتم بصد ناز خورد
خون دل من بتم بصد ناز خورد
مانند پیاله یی کز آغاز خورد
جانم چو پیاله بر لب آمد بامید
باشد که دمی لبش بمن باز خورد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۶۹ - غمگین دل من غم همه عالم خورد
غمگین دل من غم همه عالم خورد
هر کجا که غمی دید همه در هم خورد
ناخورده غنی نماند شاید که کنون
شادیّ دلم خورم که چندین غم خورد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۰ - گردون چو غم زشت و نکومی نخورد
گردون چو غم زشت و نکومی نخورد
این شکر و شکایت اندرو می نخورد
وین صبح که هر نفس دهان بگشاید
جز آب حیات ما فرو می نخورد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۱ - دل را زرخ خوب تو می نگزیرد
دل را زرخ خوب تو می نگزیرد
چون زلف تو زان قرار می نپذیرد
از کژ طبعی که مردم دیدۀ تست
از چشم خوشت کناره یی می گیرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۲ - چون دست افق گلوی پروین گیرد
چون دست افق گلوی پروین گیرد
عالم ز فروغ صبح آیین گیرد
از کوه چوپای مهر در سنگ آید
بر بخت بد اندیش تو نفرین گیرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۳ - نه عقل ز کار من شماری گیرد
نه عقل ز کار من شماری گیرد
نه در دل من صبر قراری گیرد
اشکی که بخون جگرش پروردم
هر لحظه ز چشم من کناری گیرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۴ - عاشقی که بیاد روی دلبر میرود
عاشقی که بیاد روی دلبر میرود
هر دم زدنی بذرق دیگر میرد
شمعی همه شب در آن هوس زنده کند
تا صبحدمی پیش رخ خور میرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۵ - هر لحظه فلک بهانه یی آغازد
هر لحظه فلک بهانه یی آغازد
تا از پی من درد دلی بر سازد
زین پس من و عیش خوش که از کیسۀ عمر
زین بیش بخرج غم نمی پردازد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۶ - شاید که دلم بمن نمی پردازد
شاید که دلم بمن نمی پردازد
کز غصه بخویشتن نمی پردازد
دانی که چرا نیم گریزد ز غمت؟
کز غم بگریختن نمی پردازد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۷ - شمعم که چو باد هوسم بر سر زد
شمعم که چو باد هوسم بر سر زد
بر تارک من افسر خاکستر زد
آب از چشمم دست بدامن درزد
و آتش ز دلم سر بگریبان برزد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۸ - آن ماه و شی که طعنه اندر خور زد
آن ماه و شی که طعنه اندر خور زد
وز تودۀ مشک بر سمن چنبر زد
در دارالضرب عشق ضراب غمش
از چهرۀ ممن دوش بنامش زر زد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۷۹ - از دست بشد دلی که صد جان ارزد
از دست بشد دلی که صد جان ارزد
وز تن گهری بشد .......ان ارزد
افسوس که در کار جهان ضایع شد
عمری که از آن دمی ......... ان ارزد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۸۰ - بر سوز دل من دل آتش سوزد
بر سوز دل من دل آتش سوزد
آب از نم چشم من تری اندوزد
شب تیرگی از روز سیاهم توزد
غم ناخوشی از حالت من آموزد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۸۱ - گفتی که دلت چند پیاپی سوزد
گفتی که دلت چند پیاپی سوزد
بیچاره نه آتشست تا کی سوزد؟
ای نور دو چشم بنده بخشای بر آنک
با سنگ دلی دل تو بروی سوزد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۸۲ - پیوسته دلم ز خرّمی پرهیزد
پیوسته دلم ز خرّمی پرهیزد
هر جا که غمی بود در او آویزد
هر شام گهی حریف دردی باشد
هر صبحدمی بروی غم برخیزد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۸۳ - باز این چشمم چه فتنه می انگیزد
باز این چشمم چه فتنه می انگیزد
کز دزدی و خون هیچ نمی پرهیزد
گاهی نظر از خوش پسری می دزدد
گه خون دلی برگذری می ریزد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۸۴ - شمعم که چو غم بقصد من برخیزد
شمعم که چو غم بقصد من برخیزد
صد خصم مرا ز خویشتن برخیزد
دل خنده زنان برآورد جان ز گلو
جان رقص کنان از سر تن برخیزد