تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۵ - از عمر عزیز خود برین خرسندم
از عمر عزیز خود برین خرسندم
کآن روز که در غصّه بشب پیوندم
با دل گویم مؤده که از راه اجل
یک منزل دیگر پس پشت افگندم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۶ - سودای تو بر دگر صنم می بندم
سودای تو بر دگر صنم می بندم
هیچم نگشاد از آن وهم می بندم
این بی مغزی از قلم آموخته ام
کم سر بدو شاخ است و قدم می بندم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۷ - دوش از غم تو نیک مشوّش بودم
دوش از غم تو نیک مشوّش بودم
تا روز ز دست شب بر آتش بودم
لیک ار چه سیاه بود و دلگیر و دراز
با او بخیال زلف تو خوش بودم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۸ - نه باد قبولی ز هنر می جهدم
نه باد قبولی ز هنر می جهدم
نه چرخ اساس دولتی می نهدم
از عمر بشکرم که بهر گونه که هست
آخر بگذشتن مددی می دهدم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۹ - هردم زدنی چو لاله در خون نهدم
هردم زدنی چو لاله در خون نهدم
زارم چو بکشت عذر موزون نهدم
در حلقۀ غم نهد نگین دل من
و آنگه چو نگین ز حلقه بیرون نهدم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۰ - با زلف تو هر چند بسی کوشیدم
با زلف تو هر چند بسی کوشیدم
نامش ز کسی جز بکژی نشنیدم
از سر وقد توام همه آزادیست
کانصاف همه راستی از وی دیدم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۱ - بیماری نرگست چو زان سان دیدم
بیماری نرگست چو زان سان دیدم
وان زلف بر آن گونه پریشان دیدم
من نیز دل خویش ز سرگردانی
بگذاشتم آنجا چوچنانشان دیدم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۲ - طبرستان را شگفت جایی دیدم
طبرستان را شگفت جایی دیدم
نمناک زمینیّ و هوایی دیدم
هر خار بنی یافتم و زوبینی
هر شاخ گیایی ز کیایی دیدم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۳ - آن روز که بر خاطر عالی گذرم
آن روز که بر خاطر عالی گذرم
از عجب چو نرگس همه در خود نگرم
از کوی تو ار باد قبولی جهدم
مانندۀ برگ گل ز شادی بپرم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۴ - بی روی تو صدره بگل ار برگذرم
بی روی تو صدره بگل ار برگذرم
ممکن نبود که نیز در وی نگرم
ور چند بنفشه خرده کاری سازد
با خّط تو سبلتش بیک جو نخرم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۵ - گر آب خورم درد شود بر جگرم
گر آب خورم درد شود بر جگرم
ور خواب کنم گرد شود در بصرم
هرج آن سبب راحت خود می شمرم
رنجم همه زانست چو در می نگرم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۶ - بس اشک که از دیده بحاصل آرم
بس اشک که از دیده بحاصل آرم
از آب دو چشم پای در گل آرم
در چشم نماند آب و ترسم زین پس
چون شمع زدیده آتش دل بارم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۷ - چشمی ز خیال تو پر اختر دارم
چشمی ز خیال تو پر اختر دارم
دتی ز غم هجر تو بر سر دارم
خوش گشت دلم تا که خیال تودروست
زانش همه ساله تنگ در بردارم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۸ - چون در تو نیارم که پیاپی نگرم
چون در تو نیارم که پیاپی نگرم
دزدیده بزیر چشم تا کی نگرم؟
من خام طمع وصل کسی می طلبم
کم زهرۀ آن نیست که دوری نگرم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۹۹ - از بس که زیاد نیستی تاب خورم
از بس که زیاد نیستی تاب خورم
چون کوزه ز حرص آتش ناب خورم
چون چنگ زمعدۀ تهی می نالم
چون تیغ همی ز آشنا آب خورم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۰۰ - بر من که ازین پس غم عالم نخورم
بر من که ازین پس غم عالم نخورم
شادیّ و غمش تا بتوانم نخورم
گر تاج نهد بر سر من دم نخورم
ور نیز کلاهم ببرد غم نخورم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۰۱ - گر نتوانم که با تو ساغر گیرم
گر نتوانم که با تو ساغر گیرم
یا تنگ بآغوش خودت در گیرم
این بتوانم که هر کجا پای نهی
در حال ببوسه خاک از و برگیرم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۰۲ - در عشق ز حیله ها که می پردازم
در عشق ز حیله ها که می پردازم
تات از همه کس نهفته ماند رازم
مانند زبان شمع آنگه سوزم
کز اشک به نزد خویش خندق سازم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۰۳ - شمعم که چو خود را بغمت پردازم
شمعم که چو خود را بغمت پردازم
در پای تو سر خنده زنان اندازم
در راه تو هر گه که سری در بازم
در حال سری دگر ز جان بر سازم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۰۴ - چون کوس ز پرخاش بود آوازم
چون کوس ز پرخاش بود آوازم
چون نیزه بسر بجنگ دشمن یازم
چون تیر به تنها شکنم قلب عدو
چون تیغ برهنه بر سر او تازم