تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۰ - از گل نگرفته‌ام سراغ از ته دل
از گل نگرفته‌ام سراغ از ته دل
وز می نرسانده‌ام دماغ از ته دل
شادم که ز اسباب معیشت به جهان
خرسند به لاله‌ام چو داغ از ته دل
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۱ - پرهیز کن از راهنمایان فضول
پرهیز کن از راهنمایان فضول
تا بر در دوست، بهره یابی ز قبول
ای آن که به حق دلیل و رهبر طلبی
باشد که به از رسول و اولاد رسول؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۲ - آن کس که کند معرفت حق تحصیل
آن کس که کند معرفت حق تحصیل
عرفان خدا نیفتدش در تعطیل
مخلوق بود حجت خالق، آری
نقش آمده بر وجود نقاش، دلیل
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۳ - از بس که فسرد از نفس سرد، تنم
از بس که فسرد از نفس سرد، تنم
در پیراهن، چو مرده‌ای در کفنم
این طرفه که لب نبندم از خنده چو گل
با آنکه چو غنچه، مرده خون در بدم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۴ - از مهره گردون نکشید آن که ستم
از مهره گردون نکشید آن که ستم
ذکرش به زبان میار و وصفش به رقم
انگشت منه بر ورق ناصافان
بر کاغذ بی‌مهره، رود کند قلم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۵ - هر کثرت و وحدت که دهد دست به هم
هر کثرت و وحدت که دهد دست به هم
در عالم عشق، باشد از یک عالم
چون درنگری، حقیقت بحر یکی‌ست
هرچند که موج بیش گردد یا کم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۶ - فارغ شده‌ام ز ننگ و آسوده ز نام
فارغ شده‌ام ز ننگ و آسوده ز نام
چون من نگرفته کس ز رسوایی کام
سودای دلم همیشه طغیان دارد
دیوانه عشق را بهارست مدام
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۷ - مگذار کُمیت فهم را سست لجام
مگذار کُمیت فهم را سست لجام
کز منزل خویش بگذری چندین گام
مغرور به عقل خود نمی‌باید شد
سالم نجهد شناور از بحر، مدام
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۸ - از مژده خویش پیشتر نه دو سه گام
از مژده خویش پیشتر نه دو سه گام
بشتاب که خرسند نگردم به پیام
گوشم خبرت جوید و چشمم دیدار
گو چشم ز گوش پیشتر یابد گام
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۶۹ - از گریه نکرد ضعف در دیده مقام
از گریه نکرد ضعف در دیده مقام
وز درد نشد نظاره بر دیده حرام
در رهگذر مرغ خیالت چشمم
در زیر غبار مانده چون حلقه دام
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۰ - چندی ز خرد، پختگی اندوخته‌ام
چندی ز خرد، پختگی اندوخته‌ام
چندی چو شرر، سوختن آموخته‌ام
این دم که به حال خود نظر دوخته‌ام
نی خامم و نی پخته و نی سوخته‌ام
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۱ - هر دم نتوان کرد به جامی مستم
هر دم نتوان کرد به جامی مستم
یک جرعه خراب داردم تا هستم
روزی که قدم نهاد در کوی تو دل
اول، ره بیرون شدنش را بستم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۲ - چون صید اگر به دام صیاد افتم
چون صید اگر به دام صیاد افتم
زان به، که به چنگ خاطر شاد افتم
زحمت دهدم نوازش دمسازان
چون نی، ز نواختن به فریاد افتم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۳ - زان روز که از مادر گیتی زادم
زان روز که از مادر گیتی زادم
یک لحظه نرفته حسن و عشق از یادم
صلوات فرست جلوه شیرینم
تعویذ نویس بازوی فرهادم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۴ - آن شوخ که دل به جلوه او دادم
آن شوخ که دل به جلوه او دادم
از شوخی، داد خانمان بر بادم
عالم همه زو پرست و من زین شادم
کش راهِ برون شد نبود از یادم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۵ - هر سو که مهیای سفر می‌گردم
هر سو که مهیای سفر می‌گردم
قدسی صفت از بهر ضرر می‌گردم
بی دغدغه‌ای نمی‌رود پایم پیش
گر بی‌خطرست راه، برمی‌گردم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۶ - یک چند به فسق و معصیت یار شدم
یک چند به فسق و معصیت یار شدم
در کعبه، ترانه‌سنج زنّار شدم
در حالت نزع، توبه‌ام یاد آمد
چون قافله کوچ کرد، بیدار شدم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۷ - در عشق، به جز زیان ندارد سودم
در عشق، به جز زیان ندارد سودم
از تیرگی اختر خود خشنودم
از بخت سیاه، بر سرم منت‌هاست
چون لاله، چراغ روشن است از دودم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۸ - نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم
نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم
کام دو جهان، در دو جهان من دارم
گر در وطن است، اگر به غربت، چو گهر
از خویش چراغ خویش روشن دارم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۹ - با عشق، ز دل نهفته رازی دارم
با عشق، ز دل نهفته رازی دارم
پنهان ز نظر، دیده بازی دارم
در جلوه، دو عالمم نیاید به نظر
خوش آینه عکس گدازی دارم