تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵۳ - در هجر حزین، از غم جانکاه بمیر
در هجر حزین، از غم جانکاه بمیر
چون شمع سحرگاه، به یک آه بمیر
آن قدر نداری که درآیی به نجف
جان تو درآید، تو درین راه بمیر
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵۴ - ای دستخوش هزار سودا هشدار
ای دستخوش هزار سودا هشدار
ای غافل از اندیشهٔ عقبا هشدار
آسوده نشسته ای که جانی داری
تیغ اجل است در تقاضا، هشدار
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵۵ - با سرمه چو شد نرگس عیّار تو یار
با سرمه چو شد نرگس عیّار تو یار
شد چون دل شب، روز گرفتار تو تار
شوریده سر از طلعت مشهور تو هور
خونین جگر از گونهٔ گلنار تو نار
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵۶ - گر جلوهٔ دوست می کند عاشق سیر
گر جلوهٔ دوست می کند عاشق سیر
دل، خواه به کعبه رو کند، خواه به دیر
آشفتهٔ یار را چه سودای خود است؟
مستغرق دوست را چه کار است به غیر؟
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵۷ - با داغ تو سال و ماه بردیم به سر
با داغ تو سال و ماه بردیم به سر
چون شمع به اشک و آه بردیم به سر
چون آینه از پرتو حیرانیها
با یار، به یک نگاه بردیم به سر
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵۸ - بس بوالعجب است زیر این چرخ اثیر
بس بوالعجب است زیر این چرخ اثیر
عبرتکده ای ست در نظر، عالم پیر
جان گشته به قید تن گرفتار، حزین
سیمرغ به دام عنکبوت است اسیر
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۵۹ - ساقی قدحی از می گلفام بیار
ساقی قدحی از می گلفام بیار
هنگام صبوح مگذران، جام بیار
آن ناصیه سوز خرد خام بیار
وان چهره طراز کفر و اسلام بیار
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۰ - مطرب مگذار دم، نی و چنگ بیار
مطرب مگذار دم، نی و چنگ بیار
از یار، پیامی به دل تنگ بیار
سوی قفس ای باد سحرگه، خبری
از حلقهٔ مرغان شباهنگ بیار
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۱ - ای سوخته جان سپند، یاد تو به خیر
ای سوخته جان سپند، یاد تو به خیر
وی دردکش نژند، یاد تو به خیر
آوارهٔ کیستی؟ کجایی؟ چونی؟
آه ای دل مستمند، یاد تو به خیر
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۲ - گر ترک کم و بیش کنی اولی تر
گر ترک کم و بیش کنی اولی تر
خو با دل درویش کنی، اولی تر
تا چند دوی بر درِ دونان پی وام؟
وام از شکم خویش کنی اولی تر
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۳ - از خصمی روزگار بی مهر و تمیز
از خصمی روزگار بی مهر و تمیز
تا چند زنیم سینه بر خنجرِ تیز؟
نی ناخن تدبیر و نه بازوی ستیز
نه جای شکیبایی و نه پای گریز
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۴ - مردانه حزین از سر دنیا برخیز
مردانه حزین از سر دنیا برخیز
زین کهنه دمن، تو ای مسیحا برخیز
تنها تو درین انجمنی بیگانه
برخیز ازین میانه، تنها برخیز
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۵ - خونم به کرشمه، ای جفاکیش مریز
خونم به کرشمه، ای جفاکیش مریز
الماس به زخم جگر ریش مریز
در ساغر خون دل که نذر لب توست
ترسم که شود شور، نمک بیش مریز
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۶ - در راه خطیری که نشیب است و فراز
در راه خطیری که نشیب است و فراز
کورانه به پای خفتهٔ خویش مناز
تو مور ضعیف و صید معنی ست شگرف
مگشا پر پشّه را به جولانگه باز
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۷ - از هند نجس، نجات می خواهم و بس
از هند نجس، نجات می خواهم و بس
غسلی به شط فرات می خواهم و بس
مرگی که بود به کام دل در نجف است
از بهر همین حیات می خواهم و بس
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۸ - از ظلمت هندِ سفله انگیز مترس
از ظلمت هندِ سفله انگیز مترس
وز تیرگی شب ای سحرخیز مترس
هرگز باکی ز خصمی هند مدار
نامرد نیی، زحملهء حیز مترس
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۶۹ - بخرید یکی خواجه، غلامی به هوس
بخرید یکی خواجه، غلامی به هوس
پرسید از آن بنده ی پاکیزه نفس
کآیی به چه کار تا همانت سپرم؟
گفتش که همین به کار آزادی و بس
حزین لاهیجی : رباعیات
شمارهٔ ۱۷۰ - رباعی مستزاد
آنی که سر از سجدهٔ کوی تو نتافت
نه روم و نه روس
بر قامت عزتت فلک حله نبافت
جز اطلس و توس
مرغ دل ما دانهء وصل تو چشید
امّا به شبی
یکبار کرم کردی و تکرار نیافت
چون تخم خروس
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۷۱ - این خرقهٔ پر زرق و ردای سالوس
این خرقهٔ پر زرق و ردای سالوس
ای دل به کجا برم؟ کزو به ناقوس
ازکشتهٔ خود به کف درین دشت سراب
جز آبلهٔ دانه ندارم، افسوس
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۷۲ - تا چند به چنگ غم پنهانی خویش
تا چند به چنگ غم پنهانی خویش
روزی به شب آرم از گرانجانی خویش؟
یک شب خواهم به کام دل شرح دهم
با زلف تو، احوال پریشانی خویش