تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱۷ - از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم
از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم
بی‌دردم اگر ز خواهشت سیر شوم
زان آمده در عشق مرا پای به درد
تا در سر کوی تو زمین گیر شوم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱۸ - در مدرسه‌ها درس غلط فهمیدیم
در مدرسه‌ها درس غلط فهمیدیم
از معنی‌ها لفظ فقط فهمیدیم
بر دعوی غبن ما که خواهد خندید
هر سطری را ز یک نقط فهمیدیم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱۹ - اکنون که شب آمد برود جانانم
اکنون که شب آمد برود جانانم
گر خورشید است عادتش می‌دانم
دل چنگ همی زند به هر دم در من
کو را بگذاری تو برآید جانم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۰ - افغان که ز دل برای سوز آوردم
افغان که ز دل برای سوز آوردم
نه ناوک آه سینه دوز آوردم
بیهوده چو آفتاب و مه زیر سپهر
روزی به شب و شبی به روز آوردم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۱ - خاقانی را ز آن رخ و زلفین به خم
خاقانی را ز آن رخ و زلفین به خم
دل عود بر آتش است و اشک آب بقم
هم زآن رخ و زلف کاب نوشند بهم
چون شمشادش جوان کن ای باغ ارم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۲ - امروز که خورشید سمای سخنم
امروز که خورشید سمای سخنم
کس را نرسددست به پای سخنم
خورشید که پادشاه هفت اقلیم است
در کوی جهان است گدای سخنم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۳ - آن ماه به کشتی در و من در خطرم
آن ماه به کشتی در و من در خطرم
چون کشتی از آب دیده آسیمه سرم
ز آن باد کز او به شادی آرد خبرم
چون آب نشینم و چو کشتی بپرم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۴ - آزار کنی و جور فرمائی هم
آزار کنی و جور فرمائی هم
رحمت نکنی و روی ننمائی هم
بوسه چه طلب کنم چه پیش آری عذر
دانم که نبخشی و نبخشائی هم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۵ - تو گلبن و من بلبل عشق آرایم
تو گلبن و من بلبل عشق آرایم
جز با تو نفس ندهم و دل ننمایم
در فرقت تو بسته زبان می‌مانم
تا باز نبینمت زبان نگشایم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۶ - بر فرق من آتش تو فشانی و دلم
بر فرق من آتش تو فشانی و دلم
بر رهگذر غم تو نشانی و دلم
از جور تو جان رفت تو مانی و دلم
من ترک تو گفته‌ام تو دانی و دلم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۷ - مهر تو برون آستان اندازم
مهر تو برون آستان اندازم
خاک از ستمت بر آسمان اندازم
بشکافم سینه و برون آرم دل
تا مهر تو در پیش سگان اندازم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۸ - سروی است سیاه چرده آن ماه تمام
سروی است سیاه چرده آن ماه تمام
بر آب دو عارضش خطی آتش فام
شکل خط او به گرد عارض مادام
چون سرخی مغرب است در اول شام
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۹ - با آنکه به هیچ جرم رای آوردم
با آنکه به هیچ جرم رای آوردم
صد ره به تو عذر جان فزای آوردم
گر عذر مرا نمی‌پذیری مپذیر
من بندگی خویش به جای آوردم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۰ - من دست به شاخ مه مثالی زده‌ام
من دست به شاخ مه مثالی زده‌ام
دل دادم و بس صلای مالی زده‌ام
او خود نپذیرد دل و مالم اما
اختر بهگذشتن است، و فالی زده‌ام
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۱ - در عشق شکسته بسته دانی چونم
در عشق شکسته بسته دانی چونم
لب بسته و دل شکسته دانی چونم
تو مجلس می نشانده دانم چونی
من غرقهٔ خون نشسته دانی چونم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۲ - چون پای غم ار ز مجلست بیرونم
چون پای غم ار ز مجلست بیرونم
از دست غمت چو می در آب و خونم
تو مجلس می نشانده دانم چونی
من غرقه خون نشسته دانی چونم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۳ - بی‌آنکه بدی بجای آن مه کردم
بی‌آنکه بدی بجای آن مه کردم
یا هیچ گنه نعوذبالله کردم
از جرم نکرده توبه صد ره کردم
چون توبه قبول نیست کوته کردم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۴ - کشتند مرا کز تو پاکنده شوم
کشتند مرا کز تو پاکنده شوم
غم نیست اگر بر درت افکنده شوم
تو چشمهٔ حیوانی و من ماهی خضر
هرگه که به تو باز رسم زنده شوم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۵ - دل دل طلبید از پی ره دلجویم
دل دل طلبید از پی ره دلجویم
بدرود کنان کرد گذر در کویم
گفتم که ز راه راه و دل دل کم کن
بنگر که من آه آه و دل دل گویم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۶ - خورشیدی و نیلوفر نازنده منم
خورشیدی و نیلوفر نازنده منم
تن غرقه به اشک در شکرخنده منم
رخ زرد و کبود تن سرافکنده منم
شب مرده ز غم، روز به تو زنده منم