تعداد ۱۲۶۲۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۰ - دسته دسته بی سبب اشکم به دامن می رود
دسته دسته بی سبب اشکم به دامن می رود
خوشه از کشتم به پای خود به خرمن میرود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۲ - خسرو بی رحم را بنگر که با اظهار عدل
خسرو بی رحم را بنگر که با اظهار عدل
صد بیابان کوه غم را سر به یک فرهاد داد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۵ - ساز و برگ زندگی، غیر از شراب ناب نیست
ساز و برگ زندگی، غیر از شراب ناب نیست
عمر چون کم شد، قدح بسیار می باید کشید
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸۹ - دیگران از فیض، مردم را به خود سازند رام
دیگران از فیض، مردم را به خود سازند رام
همچو باران هر که فیضی بیند از ما می رمد
گر به یاد بخت ما، ساقی کند ساز طرب
نقل می رنجد ز می، ساغر ز مینا می رمد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۹۸ - ای مسیح وقت، تدبیری که آن خورشید را
ای مسیح وقت، تدبیری که آن خورشید را
از برای کشتن ما تیغ مژگان شد بلند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۱ - گر خورد در فوت ما آن گل تاسف، دور نیست
گر خورد در فوت ما آن گل تاسف، دور نیست
می گزد در ماتم پروانه شمع انگشت خود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۵ - بس که برهم خورد بزم دلخوشی از رفتنت
بس که برهم خورد بزم دلخوشی از رفتنت
صاف می از درد مینا، خاک بر سر می کند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۸ - عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند
عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند
خیمه های آه را در نصف شب راهی کنند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۱۵ - کندن دل زان جوان، آسایش این پیر شد
کندن دل زان جوان، آسایش این پیر شد
از کشش یابد خلاصی، چون کمان بی تیر شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۱۷ - چند گویی در وجود دختر رز عیب نیست
چند گویی در وجود دختر رز عیب نیست
عیب او این بس، که غم را از دل ما می برد!
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۲۰ - گر به میخانه رسد زاهد افسرده نفس
گر به میخانه رسد زاهد افسرده نفس
آتش باده شود دود و ز روزن برود
تا به کی خفته بود اشک به گهواره چشم؟
بگذارید که این طفل به دامن برود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۲۴ - عاشق و معشوق را با هم زبان و دل یکی ست
عاشق و معشوق را با هم زبان و دل یکی ست
گل پریشانی چو بیند، شکوه را بلبل کند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۲۸ - همنشین بی نفاق از بس درین محفل کم است
همنشین بی نفاق از بس درین محفل کم است
گشت ساقی مضطرب، چون شیشه در پهلو ندید
آنچه در عشق تو می بینم ز بخت واژگون
هیچ کس در وادی اسلام از هندو ندید
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۳۲ - گر به خون دل درین بستان گرفتم کلبه ای
گر به خون دل درین بستان گرفتم کلبه ای
چون بنای قصر گل، آباد او ویرانه بود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۳۶ - بی نصیب از باغ وصلش بر نمی آید دلم
بی نصیب از باغ وصلش بر نمی آید دلم
گر به دستش گل نیفتد، دست بر سر می زند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۳۸ - بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را
بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را
گنج باد آورد می خواهم اگر باد آورد
بس که آن بدخو مرا بی بهره می خواهد ز وصل
می کند خود را فرامش، گر ز من یاد آورد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۴۷ - بس که از چشم تر ما آستین نمناک شد
بس که از چشم تر ما آستین نمناک شد
دست ما در آستین همرنگ برگ تاک شد
آستین برداشتم یک دم ز پیش آب چشم
شام غم تا دامن صبح از کدورت پاک شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۵۰ - زخم ما چون زخم سوسن گشت سرتاسر کبود
زخم ما چون زخم سوسن گشت سرتاسر کبود
بس که هردم پشت پا بر روی مرهم می زند
چون ز شوق روی جانان، طفل اشک آید به رقص
مردم چشمم، ز مژگان دست برهم می زند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۵۲ - هر کجا گلشن حسن تو گشاید در فیض
هر کجا گلشن حسن تو گشاید در فیض
لاله در دست چمن، کاسه دریوزه شود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۵۴ - مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش
مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش
زهر اگر پیموده، چون پیمانه باید صبر کرد