تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۶۴ - هر کو بحسد بسته همی دارد دل
هر کو بحسد بسته همی دارد دل
از صدمت غم خسته همی دارد دل
خرم دل آنکه تا حیاتش باشد
از بند حسد رسته همی دارد دل
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۶۵ - ما بر در شکریم و قناعت همه سال
ما بر در شکریم و قناعت همه سال
فارغ شده از نیک و بد اهل جدال
نی دل سوی ماضی و نه بر مستقبل چشم
در کلبه عزلتیم مشغول بحال
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۶۶ - ایدل طلب گذشته امریست محال
ایدل طلب گذشته امریست محال
امید بنا آمده باشد ز خیال
چون زین دو بدست نیست الا بادی
من خاک توام اگر نگردی از حال
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۶۷ - آن بت که بقد سرو روانش گفتیم
آن بت که بقد سرو روانش گفتیم
وز غایت نازکی روانش گفتیم
سفتیم بالماس تفکر لعلش
در حال که سفته شد دهانش گفتیم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۶۸ - آن سرو بلند کز غمش پست شدم
آن سرو بلند کز غمش پست شدم
جامی ز کفش خوردم و از دست شدم
از غایت لطف می ندیدم در جام
گفتی که من از جام تهی مست شدم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۶۹ - ایدل اگرت کار جهان نیست بکام
ایدل اگرت کار جهان نیست بکام
خوشباش که ناخوش نبود محنت عام
جامست که اصل خوشدلیهاست ببین
کاندر دل او نیز چه خونهاست مدام
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۰ - ای سرو روان بر چمن و باغ دلم
ای سرو روان بر چمن و باغ دلم
وی لاله نو شکفته در داغ دلم
رفتی و نماند یادگار ایدل و جان
از آتش رخسار تو جز داغ دلم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۱ - ایشاه بتان در دل و جان جات کنیم
ایشاه بتان در دل و جان جات کنیم
تا بو که رخی با رخ زیبات کنیم
شطرنج هوس با تو از آن میبازم
تا اسب در افکنیم و شهمات کنیم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۲ - ایدل چو نمی شکیبی از روی بتم
ایدل چو نمی شکیبی از روی بتم
زنهار وبهش تانروی سوی بتم
کز فتنه آن دو چشم جادوی بتم
صد جان بجوی است در سر کوی بتم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۳ - ایقد تو سرو جویبار چشمم
ایقد تو سرو جویبار چشمم
دندان تو در آبدار چشمم
گر با تو کنم بیخودیی خرده مگیر
من مست خراب آن خمار چشمم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۴ - ایدوست بیا تا نفسی شاد شویم
ایدوست بیا تا نفسی شاد شویم
وز بند غم زمانه ازاد شویم
بر آتش اندوه زنیم آب طرب
ز آن پیش که همچو خاک بر باد شویم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۵ - ای بس که درینمقام دمها زده ایم
ای بس که درینمقام دمها زده ایم
واندر پی کام دل قدمها زده ایم
در وی ببد و نیک بسی شام و سحر
بر دفتر اعمال ورقها زده ایم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۶ - آنها که حلال زادگانند و کرام
آنها که حلال زادگانند و کرام
کردند نکاح دختر کرم حرام
از عیش مدام نام در ننگ مزن
زیرا که حرامست هم این عیش مدام
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۷ - آن کز پی وصل او بجان میپویم
آن کز پی وصل او بجان میپویم
او با من و من جمله جهان میجویم
نی نی که من اویم او من اما- من و او
از تنگ مجالی سخن میگویم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۸ - ای سرو سهی قامت خوش رفتارم
ای سرو سهی قامت خوش رفتارم
دریاب که شد گر چه نهان میدارم
از زلف لفیف تو مضاعف دل من
وز وعده اجوف تو ناقص کارم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۷۹ - ای برده سر زلف تو از جای دلم
ای برده سر زلف تو از جای دلم
و افکنده سر زلف تو بر پای دلم
درمان دلم لعل لبت گر نکند
پس وای دلم وای دلم وای دلم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۸۰ - آهو چشمی که می‌رباید هوشم
آهو چشمی که می‌رباید هوشم
چون شیر به صید کردنش می‌کوشم
بر کار کنم حیله رو به چندانک
در دیده گرگ آورد خرگوشم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۸۱ - افتاد گره بر تن مجروح سقیم
افتاد گره بر تن مجروح سقیم
چون قطره اشک بر رخ زرد یتیم
زینسان که منم مرا مسیحی باید
تا به کند از رنج تن زار الیم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۸۲ - گر عشق تو چون آب براند خونم
گر عشق تو چون آب براند خونم
وز دیده چو اشک اگر فشاند خونم
از کشتن خود نترسم و ترسم از آنک
در گردن نازکت مگر بماند خونم
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۸۳ - دلدار بیامد دو سه گامی ز پیم
دلدار بیامد دو سه گامی ز پیم
پنداشت مگر که هست در جام میم
چون دید مرا کیسه تهی همچو رباب
برگشت و دمی داد بکردار نیم